' محمد صفري ' روز شنبه 6 فروردین90 در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: شهرداري اشتهارد به منظور ارائه خدمات مناسب به مسافران نوروزي با همكاري جمعيت هلال احمر ، نيروي انتظامي و راهنمايي و رانندگي اقدام به ايجاد پايگاه هاي اطلاع رساني در ورودي و ميادين اصلي شهر كرده است.
وي اظهار داشت: نيروهاي مستقر در اين پايگاه ها علاوه بر راهنمايي و اسكان مسافران با توزيع بروشورهايي به معرفي اماكن مذهبي، تاريخي و گردشگري اين شهر پرداختند.
صفري بيان داشت: امامزادگان ام كبري و ام صغري (س) ، امام زاده سليمان (ع) و ارتفاعات حلقه دره از جمله اين اماكن است.
وي اضافه كرد: بز قلعه ، امام زادگان زيد و رحمان (ع) ، رودخانه شور ، شاه مردان ، گزنه ، چهل دختران و حسينيه صياديه از ديگر جاذبه هاي گردشگري اين شهر به شمار مي رود.
رييس شوراي اسلامي شهراشتهارد گفت: همچنين در اين ايام دو هزار و 500 بروشور از اماكن مذهبي و گردشگري به منظور اطلاع رساني و معرفي مكان هاي تاريخي و گردشگري بين مسافران نوروزي در اين شهر توزيع شد.
اين مسوول افزود: چيدمان سفره هفت سين، نصب پيام هاي نوروزي بر روي بيلبوردهاي ورودي شهر و تعيين مكان هاي استراحت ويژه مسافران نوروزي از ديگر اقدامات شهرداري در استقبال از مسافران در اين ايام به شمار مي رود.
به اطلاع میرساند به علت بهره برداری از ساختمان جدید مرکز مخابرات شهید سلطانی اشتهارد کلیه خطوط موبایل (همراه اول و ایرانسل)، تلفن و دیتا در شهر اشتهارد از روز پنجشنبه 14 بهمن به مدت 72 ساعت قطع می باشد.
چندسالی است که در متن مراسمها و جشنها از نخبگان جوان هم تقدیر بعمل می آید و در آخرین مورد هم جمعه 1/5/89 در جشنی که به مناسبت طلوع استان البرز برگزار شد از 6 نفر از جوانان نخبه تقدیر بعمل آمد.
ضمن تشکر از برگزار کنندگان این مراسم و ضمن تبریک به این جوانان عزیز و اذعان به اینکه تمامی این افراد شایستهی انتخاب شدن بعنوان جوان نخبه را داشتند ذکر چند نکته لازم بنظر می رسد :
1 – بنظر بنده در کنار این جوانان افراد دیگری هم شایستهی تقدیر بودند.
آیا در کنار جوان جانباز خانوادههای نوجوان شهید (محسن شاهبیگ) و جوان شهید (عباس اسکندری) قابل تقدیر نبودند؟
آیا دانشجوی موفق شهرمان (مجتبی مرادی) که با پایان دوره کارشناسی ارشد در دانشگاه خواجه نصیر موفق به تالیف کتابی تخصصی در زمینه مکانیک شده است، قابل تقدیر نبود؟
و نفراتی دیگری هم بودند که شایستهی تقدیر هستند.
در واقع نکته اصلی چگونگی انتخاب نخبگان است. چرا این جوانان از لیست نخبگان جا افتاده اند؟
وزارت علوم برای انتخاب دانشجوی نمونه فراخوان میدهد و تمام کسانی که ظرفیت نمونه شدن را در خود می بینند در فراخوان شرکت می کنند و دانشجوی نمونه از روی مستندات انتخاب می شود.
سازمان ملی جوانان برای انتخاب جوان نمونهی استان و کشور هم فراخوان می دهد.
بهتر نبود علاوه بر کسانی که مورد شناخت بودند، مسئولان فراخوانی هم برای انتخاب جوان نخبه می دادند تا تمام کسانی که این ظرفیت را در خود می دیدند در معرض انتخاب قرار بگیرند؟
2- در این جشن از زوج نخبه (خ. موسوی و آ. بهادری) هم تقدیر بعمل آمد. تا جایی که ذهن من یاری می کند این اولین تقدیر بود از این زوج. چرا اینقد دیر؟
چرا تا الان کسی این جوانان موفق رو به جامعه معرفی نکرده بود؟
چرا اینها زودتر از این معرفی نشدند تا جوان کنکوری ما بداند که کسب رتبهی دو رقمی و حتی تک رقمی هم در کنکور امکان پذیر است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوشبختانه مسئولان فرهنگی شهر در چند سال اخیر در این زمینه های تلاشهای وافری از خود نشان دادهاند. اما با توجه به کم کاری مسئولان فرهنگی سالهای گذشته در این زمینه ها هنوز جای کار زیادی وجود دارد.
(این مطالب تا این لحظه موضع شخصی بنده است نه ادشا)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
***قسمت نظرات رو حتما بخونید.***
*****لطفا جهت تعمیق بحث نظر خود را ارائه دهید.*****
آيتالله شيخ علي پناه اصلاني اشتهاردي که بين طلبههاي قم به شيخ علي پناه مشهورتر بود، از محبوبترين علماي حوزه علميه قم به شمار ميرفت که تا واپسين روز زندگي، ارتباط نزديکش با مردم قطع نشد و جايگاه ويژهاي در قم داشت. وي که متولد سال 1295 شمسي در اشتهارد کرج بود، از 12 سالگي در زادگاه خود تحصيلات حوزوياش را آغاز کرد. در سن 25 سالگي به قم آمد و در درس مراجع و علماي بزرگي چون آيات عظام صدرالدين صدر، سيدمحمد حجت، محمدتقي خوانساري، بروجردي، امام خميني، گلپايگاني، سيداحمد خوانساري، علامه طباطبايي و مرعشينجفي شرکت کرد. آيتالله اشتهاردي از مسلطترين استادان حوزه علميه قم به متون درسي بود و به ويژه تسلط فوقالعادهاي به کتاب لمعه داشت.همين تسلطش سبب شده بود که امام خميني به وي لقب «فقه سيار» بدهد. بر خلاف روش مرسوم در حوزههاي علميه که پس از مدتي از تدريس لمعه دست ميکشند و به تدريس رسائل، مکاسب، کفايه و در نهايت به درس خارج روي ميآورند، آيتالله شيخ علي پناه اشتهاردي تا پايان عمر 91 سالهاش به تدريس لمعه ادامه داد و با وجود توانايي علمياي که داشت، درس خارج نگفت و پا به تدريس مراحل عاليه دروس حوزوي نگذاشت.

البته آيتالله اشتهاردي کتابهايي نيز تاليف کرد که ميتوان به تعليق و تصحيح کتاب «مجمع الفائده و البرهان في شرح ارشاد الاذهان» اشاره کرد که در دوره دوم کتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان کتاب سال برگزيده شد. همچنين آثاري چون القرآن و العقل و مدارک العروه از کتابهاي اوست. شيخ علي پناه در تاريخ معاصر به دليل تاليف دو کتاب شهرت بيشتري يافته است. او چهار دهه پيش پس از انتشار کتاب شهيد جاويد از سوي مرحوم آيتالله صالحي نجفآبادي و نقد آن از سوي علماي قم، کتابي در 440 صفحه و در رد نظريات شهيد جاويد نوشت که «هفت ساله چرا صدا درآورد؟» نام داشت. اين کتاب يکي از دهها کتاب و مقالهاي بود که در نقد شهيد جاويد نوشته شد و نامگذاري آن به اين عنوان غيرمتعارف به اين دليل بود که تاليف شهيد جاويد به گفته نويسنده آن هفت سال طول کشيده بود.
سه سال پيش نيز دومين اثر جنجالي شيخ علي پناه در اواخر عمرش منتشر شد و «کشکول» نام گرفت. وي در اين کتاب در صحت ماجراي آخرين پنجشنبه حيات پيامبر(ص) که خليفه دوم ادعايي را درباره پيامبر(ص) مطرح کرده بود، تشکيک کرد و همين تشکيک سبب ايجاد موجي از اعتراضات در قم عليه او شد. سرانجام با ابراز مطالبي از سوي مرحوم آيتالله اشتهاردي در رد ادعاي گذشته اين اعتراضات پايان يافت.
نکته مهمي که در زندگي و روش اجتماعي اين فقيه کهنسال قم به وضوح قابل مشاهده بود، ارتباط کاملا عادي و مستقيم وي با مردم و جوانان بود. او حتي در سن 90 سالگي نيز ارتباطش را با مردم قطع نکرد و پاسخگوي سوالات ديني آنان بود. همانند مردم عادي سوار وسايل نقليه عمومي ميشد يا پياده به محل درس و اقامه نمازش ميرفت. ظهرها در حرم حضرت معصومه نماز جماعت ميخواند و شبها در مدرسه فيضيه. نمازجماعت او در فيضيه مورد استقبال انبوه طلاب و روحانيون بود و شبهاي پنجشنبه نيز در همين مدرسه علميه قديمي قم براي طلبهها درس اخلاق ميگفت.
از همان دوران پيش از انقلاب ترجيح ميداد که ساده و سنتي زندگي کند و چندان علاقهاي به عالم سياست نشان نميداد. تا جايي که به گفته آيتالله منتظري، اوايل انقلاب که تب عضويت در حزب جمهوري اسلامي همه را گرفته بود، وقتي شيخ علي پناه هم عضو حزب شد، خبرش همه جا پيچيد و همه با شگفتزدگي از اين خبر ياد ميکردند. (خاطرات آيتالله منتظري، ج1، ص 448) ولي به هر حال او يک عالم ديني باقي ماند.
سرانجام آيتالله شيخ علي پناه اشتهاردي شامگاه 18 تير 1387 هنگام اقامه نماز جماعت مغرب و عشا در مدرسه فيضيه درگذشت و پيکرش در حرم حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شد.
منبع:
لینک خبر فوت آيت الله اشتهاردي در خبرگزاري تابناك
برخي از نظرات كاربران تابناك به اين خبر:
*یادم نمیره درست چند روز پیش ایشون رو دیدم که در خیابان صفائیه قم در اوج گرما منتظر خط واحد بودن تا به مدرسه فیضیه برن برای اقامه نماز ظهر و عصر. ایشون در ساده زیستی و مردمی بودن سرامد همه علما بودن
خدا رحمتشون کنه
*سلام
باعث تاسف است که شان و مرتبه این عالم فرزانه در نزد عموم مردم آشکار نشده است. دانشمندی که در مرتبه علمی از سرامدان زمانه بود و در اخلاق و تقوی معلمی بزرگ.
در روزگاری که مسابقه ارتقاء منزلت اجتماعی و تکبر موضوعی رایج است نقل خاطره ای از ایشان بی مناسبت نیست:
قرار شده بود که مراسم عقدمان در حرم حضرت معصومه (س) برگزار گردد باتفاق برادرم در جلو درب ورودی حوزه علمیه قم منتظر ماندیم و برادرم پیرمردی سفید موی را نشان داد که پیاده و بدون همراه با سادگی تمام در حدود ظهر اردیبهشت ماه 1369 به آرامی به در نزدیک می شد. به من گفت حضرت آیت الله ایشان هستند . اولین بار لقب فقه سیار را آنجا شنیدم.
ایشان قبول فرمودند که عقد را بخوانند. و قرار شد ساعت 6 بعد از ظهر در حرم و در درب شرقی منتظر باشم تا تشریف یباورند.
ساعت 5 و 55 دقیقه بود و هنوز نرسیده بودند . یکی از دوستان کفتند حتما کار داشته اند و یک ربع یا نیم ساعت بعد خواهند رسیدو موضوع صحبت این بود که بزرگان امکان سروعده آمدن را ندارند.
کلام پایان نیافته بود که دیدم پیرمردی تقریبا به حالت دویدن به سوی ما می آید. سر ساعت 6 عقد را خواندند.
سپس به قلم مبارکشان و در انتهای گواهی دست نویس عقد مرقوم فرمودند. خدایا قلب هایشان را به هم نزدیک کن.
خداوند بر درجاتشان بیافزاید
*خداوند روحش را قرين رحمت نمايد
ايشان متولد اشتهارد از توابع كرج هستند .
يكي از همشهريان ايشان خاطره اي از ايشان نقل ميكرد و ميگفت زمان جنگ كه تقريبا همه مصالح ساختماني به قيمت دولتي كمياب و نوبتي بود لوله هاي خانه ايشان از بين رفته بود و چند روزي بودكه ايشان در منزل آب نداشتند . ميگفتند غروب بعد از نماز ايشان بنده را ديدند و موضوع را گفتند و اصرار كردند كه ما را هم در نوبت دريافت لوله دولتي قرار دهيد . فرداي آن روز بنده خارج از نوبت چند شاخه لوله به همراه يك نفر لوله كش روانه منزل ايشان كردم . بعد از يك ساعت لوله كش برگشت و گفت آقا اجازه كار كردن و تخليه لوله ها را از وانت ندادند . حضوري خدمتشان رسيدم علت را جويا شدم ايشان با ناراحتي گفتند به من گفته بودند حداقل 3 ماه طول ميكشد تا نوبتم شود چگونه حاضر شديد كه نوبت و حق كس ديگري را به من بدهيد . اصرار فايده نداشت و منزل ايشان 2 ماه بدون آب لوله كشي ماند تا نوبتشان شد.
برای دیدن تمام مطالب مربوط به اشتهارد کلیک کنید.
منِ او رمانی فارسی نوشته رضا امیرخانی است که در سال ۱۳۷۸ منتشر شد
معرفی کتاب: داستان مربوط به زندگى فردى به نام على فتاح و روابط او با درویشی مصطفی نام، از سلسلهای نامعلوم است. راوى،قهرمان داستان هم هست، ماجراهاى زندگى خود را، از كودكى تامرگ، روايت مىكند. على فتاح فرزند يك تاجر ثروتمند است و درجنوب شهر زندگى مىكنند. در كودكى، پدر خود را از دست مىدهد وتحت نظر پدر بزرگش بزرگ مىشود.
منبع:
http://www.iricap.com/book.asp?id=96

میرزا از علی می خواهد که برای پیگیری دوسیه(پرونده) بار شکرشان به قزوین برود. علی هم قبول می کند و همراه کریم دوستش،با يك شورلت عازم اين سفر كوتاه مي شوند و در مسير قزوين از اشتهارد عبور مي كنند........
اين سفر كوتاه در سال ۱۳۱۸، در اوايل جنگ جهاني دوم و در بحبوحه لشکرکشی های هیتلر نازی رخ ميدهد.
"توي اشتهارد كدخداي شان جلو ماشين دويد و براي اينكه فرقش را با بقيه دهاتي ها ثابت كند..... ....مسطدعي است اين بندگان را نيز در ركاب ارتش جهانگير آلمانستان قابل بدانيد. اين نامه به پيك آن حزرت تهويل داده شد. سنه هزار و سيصد و هيژده. مورخه ي تير ماه. جان فدا! مشهدي نجف قلي، كدخداي غصبه ي اشتهارد..."
شرح ماوقع اين سفر که در حین عبور از اشتهارد در قهوه خانه ها رخ می دهد، در ادامه مطلب...
فقط از پان اشتهارديست ها
عذرخواهی میکنم و اميدوارم كه بهشون برنخوره!!!
خیلی جالبه حتما تا آخرشو بخونید...

امامزاده زید و رحمان یا امامزاده سه گنبدان در بخش رحمانیه (پلنگ آباد) اشتهارد کرج واقع شده است.
آثار معماری سه دوره مربوط به قرنهای هفت، هشت و 9 هجری قمری در بنای امامزاده زید و رحمان قابل مشاهده است.
امامزاده زید و رحمان به خاطر دارا بودن سه گنبد رفیع به امامزاده سه گنبدان نیز معروف است.
مردم محلی شجره امامزاده زید و رحمان را به نوادگان امام جعفر صادق(ع) نسبت می دهند هرچند که شجره نامه مکتوبی از آن در دست نیست.
بقعه زید و رحمان به شماره 755 در فهرست آثار تاریخی سازمان میراث فرهنگی کشور به ثبت رسیده و دارای سه گنبد آجری و گنبد بدون ساقه است که در بخش زیرین دارای نقاشیهای دیواری زیبایی است.
شهرستان کرج دارای 110 اثر، محوطه و بنای تاریخی است که بیش از نیمی از این آثار در فهرست آثار تاریخ ثبت شده است.
منبع:
به گزارش خبرگزاري فارس از كرج به نقل از روابط عمومي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي آن شهرستان، اين اثر كمدي موزيكال كه در زمره نمايشهاي كودكانه قرار دارد توسط گروه فرهنگي، هنري «همراهان» ساخته شده است.
نويسندگي و كارگرداني اين نمايش را «حميدرضا نعيم حسني» برعهده دارد.
نمايش «قصههاي كلاغه»، داستان كلاغي است كه ميخواهد انشايي با موضوع «دوست خوب كيست» بنويسد كه در همين حين موشي وارد نمايش ميشود.
موش به خاطر كوچكي و ناتواني خود ميخواهد با شير دوستي كند اما از سوي ديگر شير مغرور تمايلي به اين دوستي ندارد و در ادامه شير به دام صيادي ميافتد و به كمك موش نياز پيدا ميكند.
مارشيا بيگلري، فاطمه نعيم حسني، ريحانه قاسمي و ... در اين نمايش به ايفاي نقش پرداختهاند.
اجراي نمايش كمدي موزيكال قصههاي كلاغه هر روز در سه سانس ساعتهاي 9:30، 10 و 14 در سالن نمايش مجتمع بهزيستي سابق اشتهارد كرج تا 17 اسفند ماه سال جاري ادامه دارد.
منبع:
به گفته ی این مسئول، این کیف حاوی شش جلد شناسنامه، سه فقره چک به ارزش 137 میلیون ریال، هفت فقره چک سفید، یک برگ قولنامه خودرو، یک جلد مباینامه و سایر مدارک دیگر بوده است.
وی اظهار داشت: سادات با پیدا کردن این کیف ابتدا آن را به حراست شهرداری تحویل داد و سپس با حضور در فرماندهی انتظامی این بخش مشخص شد این کیف متعلق به فردی به نام هادی شجاعی نیا است که در مورخ 24 ماه جاری از خودروی نامبرده در ماهدشت به سرقت رفته بود.
مسئول حراست شهرداری اشتهارد گفت: پس از تماس با مال باخته و تهیه صورت جلسه، کیف حاوی مدارک و چک، سالم به نامبرده تحویل داده شد. شهرداری اشتهارد با بیش از یکصد نیروی خدماتی وظیفه ایجاد، حفظ و نگهداری فضای سبز، پاکسازی و زیبا سازی سیمای شهری، را عهده دار است.
منبع:
امروز يكشنبه 5 مهرداشتم به رسانه ملي؟؟ نگاه ميكردم كه ديدم داره برنامه اي درمورد دفاع مقدس و شهداي يك منطقه خاص پخش ميكنه(شبكه دو)( شايد شما هم ديده باشيد) و اون منطقه جايي نبود جز اشتهارد در استان فعلي تهران ، و نكته جالب اين بود كه كساني كه در اين برنامه صحبت ميكردند به زبان بومي همان منطقه يعني اشتهارد صحبت ميكردند و نشستم كاملا بعد از چندين ماه يك برنامه را با اشتياق از رسانه نگاه كردم آن هم به خاطر زبان آن منطقه نه.....؛ خلاصه برام جالب بود كه شباهت بسياري بين اين زبان با زبانهاي شمال ايران يعني گيلكي(گويش ديلمي) و تالشي وجود داشت و شايد بتوان اين زبان را هم خانواده با زبانهاي نامبرده بالا دانست ، ((نكته جالب ديگه اين بود كه من قبلا هم شنيده بودم كه بسياري از بيسيم چي هاي زمان جنگ از همين زبان اصطلاحا تاتي استفاده ميكردند تا براي عراقي ها نامفهوم باشد كه در اين برنامه هم به آن اشاره شد)))
برای دیدن متن کامل به آدرس زیر مراجعه کنید:
http://debaj.blogfa.com/post-35.aspx
رودخانه شور(شورکات)

روخانه شور (ابهر رود) یا به گفته بومیان شورکات رودخانهای است فصلی که در شمال اشتهارد از غرب به شرق .......