
۲۵ کشور اول جهان در تولید علم به ترتیب عبارتند از :
| 1- آمریکا 310206 | 14- برزیل 27808 |
| 2- چین 142645 | 15- تایوان 24255 |
| 3- انگلیس 90018 | 16- روسیه 22296 |
| 4- آلمان 82550 | 17- سوییس 21372 |
| 5- ژاپن 68308 | 18- ترکیه 19753 |
| 6- فرانسه 57751 | 19- ایران 17598 |
| 7- کانادا 49947 | 20- لهستان 17186 |
| 8- ایتالیا 47403 | 21 بلژیک 16111 |
| 9- اسپانیا ۴۳۳۰۰ | 22- دانمارک 11787 |
| 10- هند 39640 | 23- اتریش 11011 |
| 11- کره جنوبی 39256 | 24- اسرائیل 10492 |
| 12- استرالیا 38607 | 25- یونان 9451 |
| 13- هلند 29296 | 26- نروژ 9207 |
بیشتر کشورها از نظر سرعت تولید علم در سال ۲۰۱۱ عبارتند از :
ايران ۲۰٪
چين ۱۵٪
كره جنوبي ۱۰٪
هند ۱۰٪
اسپانيا ۹٪
انگلستان ۵٪
آمريكا ۴٪
منبع:
خالد بن طلال شاهزاده سعودی از برادرش وليد بن طلال به علت حضور بی حجاب همسرش جلوی رسانه ها به شدت انتقاد کرد.
شاهزاده خالد بن طلال خطاب به برادرش وليد بن طلال با تاکید بر اينكه "ناموس ما خط قرمز است"، هشدار داد: پاسخ ما (به این اقدام) كوبنده و محكم خواهد بود.
پايگاه اطلاع رساني لجينات به نقل از شاهزاده خالد برادر بزرگتر وليد بن طلال نوشت: اقدام وليد مبني بر اجازه دادن به همسرش براي حضور در رسانه ها عمدي و بدون توجه به جريحه دار شدن احساسات خاندان سلطنتي است.

شاهزاده خالد هشدار داد: ناموس ما خط قرمز است! و اگر برادرش قادر به تحمل اين اقدام است ما هرگز چنين امري را برنمي تابيم.
لازم به ذكر است مجله فوربس، با چاپ فهرست ثروتمندان جهان نام وليد بن طلال شاهزاده عربستاني را با داشتن ثروتي حدود 19.6 ميليارد دلار در رتبه بيست و ششمين فرد ثروتمند جهان و ثروتمندترين فرد خاورميانه قرار داده است.
فوربس افزود: ارزش سهام ميلياردر عربستاني در بزرگترين شركت تلفن همراه آمريكا به 20 ميليارد دلار افزايش يافته است.
زن 28 ساله وقتی برای تزریق پنیسیلین به یک کلینیک رفت نمیدانست چه سرنوشت شومی در انتظارش است.
این زن پس از تزریق، دچار تشنج شد و بعد از 4 روز بستری شدن در بیمارستان، جان خود را از دست داد. 10 دی ماه سالجاری، زن جوانی به نام مریم که دچار سرماخوردگی شده بود، برای مداوا به مطب یک پزشک عمومی در کرج رفت. پزشک با نوشتن نسخهای، قرص سرماخوردگی و یک آمپول پنیسیلین برای او تجویز کرد و وی بعد از خرید دارو، برای تزریق آمپول به همراه برادرش به یک کلینیک خصوصی رفت، غافل از اینکه حادثهای تلخ در انتظارش است.
برادر این زن گفت: آن روز خواهرم برای تزریق به اتاق رفت و من بیرون منتظرش ایستادم. درحالیکه بارها گفتهاند که تزریق این آمپول خطرناک است و باید حتما پیش از تزریق تست صورت گیرد تا مشخص شود که آیا بیمار به آن حساسیت دارد یا نه، مسئول تزریقات کلینیک بدون انجام تست، آمپول را به خواهرم تزریق کرد. بعد از چند دقیقه صدای فریاد پرستاران را از داخل اتاق شنیدم و فهمیدم که اتفاق بدی افتاده. خودم را به خواهرم رساندم و متوجه شدم که او بعد از تزریق دچار شوک و تشنج شده و از روی تخت به زمین افتاده است.
با دیدن این صحنه وحشت به جانم افتاد و فورا با آمبولانس او را به بیمارستان رساندیم. خواهرم 4 شب در قسمت آی سی یو بیمارستان بستری بود و در این مدت من و خانوادهام امیدوار بودیم که او خوب شود اما هر روز حال مریم بدتر میشد. بعد از 4 روز پزشکان به ما اعلام کردند که خواهرم دچار تشنج شده و احتمالا به آمپول پنیسیلین حساسیت داشته است. آنها میگفتند که ممکن است به خاطر نرسیدن اکسیژن به مغز، خواهرم دچار مرگ مغزی شده باشد و به همین دلیل چهارشنبه 14 دی ماه، مریم به بیمارستان سینا منتقل شد.
وی ادامه داد: در بیمارستان سینا، پزشکان معاینات نهایی را روی خواهرم انجام دادند و وقتی گفتند که او مرگ مغزی شده و هیچ امیدی به بازگشتش نیست، انگار دنیا روی سرمان خراب شد. باور اینکه خواهرم به خاطر یک سرماخوردگی ساده و تزریق غلط به این روز افتاده، برای ما خیلی سخت بود. مادر پیرم که خیلی نگران وضعیت مریم بود وقتی شنید که او جانش را از دست داده است، بهشدت ضربه خورد. با این حال هنگامی که متوجه شد بعضی از اعضای بدن او قابل پیوند به بیماران نیازمند است، رضایت داد که اعضای بدن خواهرم اهدا شود.
بعد از امضای رضایت نامه، ما برای همیشه با مریم خداحافظی کردیم و او به اتاق عمل منتقل شد. مرد جوان ادامه داد: بعد از این حادثه من به دادسرای عمومی استان البرز رفتم و از مقصران مرگ خواهرم شکایت کردم و خواستار پیگیری پرونده شدم. در همین حال دکتر ساناز دهقانی، مسئول واحد فراهم آوری اعضا در بیمارستان سینا درباره این پرونده به خبرنگار همشهری گفت: بعد از اینکه مرگ مغزی این زن جوان ازسوی متخصصان تایید شد خانوادهاش برگه رضایت نامه را امضا کردند و اعضای بدن این زن شامل قلب، کلیه و کبد وی به 3 بیمار نیازمند اهدا شد.
منبع:
روزنامه همشهری
--------------------------------------------------------
پ ن: هر وقت سرما خوردید و به پزشک مراجعه کردید؛ پزشک رو مجبور به تجویز پنی سیلین نکنید.
عامل سرما خوردگی ها ویروس است و آنتی بیوتیک پنی سیلین روی ویروس اثری ندارد. تنها در گلودردهای چرکی که با تب و اگزودا (ترشحات روی لوزه ها) همراه است و عامل آن باکتری است باید آنتی بیوتیک تجویز کرد.

پنی سیلین می تواند در بدن افرادی که به آن حساس هستند، ایجاد واکنش حساسیتی یا آلرژی شدید بدهد که با گشادی عروق خون موجب افت فشار خون می شود و به آن "شوک آنافیلاکسی" می گویند.
احتمال ایجاد شوک آنافیلاکسی حدود ۱ نفر در هر یک ملیون است.
قبل از تزریق پنی سیلین حتما باید تست حساسیت پوستی انجام شود تا نشان بدهد بدن شما به پنی سیلین حساس است یا نه.

حتی اگر فردی قبلا پنی سیلین تزریق کرده و مشکلی برای وی به وجود نیامده، این رد کننده به وجود نیامدن شوک آنافیلاکسی در تزریق جدید نیست. البته قاعدتاً احتمال آن را باز هم کمتر خواهد کرد.

پس از ایجاد شوک باید بلافاصله به بیمار "آدرنالین" یا "اپی نفرین" تزریق کرد، بنابراین باید در مراکزی که تزریق پنی سیلین صورت می گیرد آدرنالین جهت احیا وجود داشته باشد.
اگر شوک آنافیلاکسی ایجاد شد و آدرنالین هم به سرعت و بدون فوت وقت تجویز نشد، پیش آگهی و بقای بیمار ناامید کننده خواهد بود.




این یه پاراگراف رو به دقت بخونید:
از راههای کسب درآمد از اینترنت، تجارت دامین می باشد.ثبت نام دامنه با پسوند .com بسیار ارزان و برای مدت یکسال چیزی حدود 10 دلار است. اما اگر تابحال برای ثبت نام یک دامنه اقدام کرده باشید، می دانید که امروزه پیدا کردن نام دامنه ای که آزاد باشد و قبلن به ثبت نرسیده باشد چندان آسان نیست. معمولن هر نامی که آسان باشد و متداول به ثبت رسیده است. اگر بتوانید نامی را پیدا کنید که بخاطر سپردنش آسان باشد و دامنه ای به آن نام ثبت کنید، پولدار شده اید. پس در واقع یک راه برای کسب درآمد می تواند این باشد که مغز خود را بکار اندازید و یک نام قابل ثبت پیدا کنید. بعد از صرف هزینه ای حدود 10 دلار و بدست اوردن نام دامنه مناسب می توانید آن را در معرض فروش بگذارید تا مشتری مناسبی برای آن پیدا شود. کسی که می خواهد سایتی جدید راه اندازی کند گاه منفعتش در این است پول بیشتری پرداخت کند و نام مناسبتری داشته باشد.
خیلی وقت بود که میخواستم یک دامنه مثل www.Adsha.com ثبت کنم و به وبلاگ متصلش کنم. اما متوجه شدم که قبلا دامنه Adsha.com رو ثبت کردند و اصلا سایتی با همین نام وجود داره. رفتم تو سایتش نوشته بود برای خرید این دامنه کلیک کنید. پس از کلیک کردن به یه سایت دلال دامنه وارد شدم و نوشته بود که برای خرید دامنه مورد نظر اول ثبت نام کنید و بعد مبلغ پیشنهادی تون رو برای خرید دامنه ارسال کنید.
پس از ثبت نام، من مبلغ 100دلار و 1000دلار رو پیشنهاد دادم که با کمال پررویی(!) جواب داد: "طبق ارزش گذاری صورت گرفته توسط صاحب دامنه www.Adsha.com ایشان تنها به مبلغ های بالای 1500 دلار رسیدگی می کنند."
بله، ظاهرا انجمن ما هم قربانی تجارت دامین شده!
گفتم بی خیال، خب میرم دامنه Adsha.ir رو ثبت می کنم هم قشنگتره هم ارزونتره هم ملیه و هم اینکه برای تجارت (بخوانید سودجویی) قبلا ثبتش نکردند. با 6 هزار تومن این دامنه ثبت شد و به وبلاگ متصل شد. از این به بعد می تونید با درج آدرس
در آدرس بار مرورگر خودتون به وبلاگ ادشا وارد شید.
امیدوارم ادشا روزی به جایی برسه که فقط برای ثبت دامنه www.Adsha.com حاضر به پرداختن مبلغی نزدیک به 2 ملیون تومن باشه!![]()
آقایون و عکس هایی از اوقات خوش نمایشگاه
عکس های هوایی از موقعیت نمایشگاه
----------------------------------------------
عکس های نمایشگاه سالهای گذشته:
پنجمین نمایشگاه: تابستان ۸۹
چهارمین نمایشگاه: تابستان۸۸
دومین نمایشگاه: تابستان ۸۶
فروش لوازم التحریر و دفتر دولتی: ۹ ملیون و ۲۰۰هزار تومن
فروش کتاب: ۲ ملیون و ۸۹۲ هزار تومن
فروش سی دی: ۱ ملیون و ۹۴ هزار تومن
فروش کل: ۱۳ ملیون و ۱۸۶ هزار تومن
سود: ۷۴۲ هزار تومن
خرج های نمایشگاه: ۱ ملیون و ۴۶ هزار تومن
کمک مالی شورای شهر: ۱ ملیون تومان
کل پول باقیمانده: ۷۰۰ هزار تومن
جهت مشاهده اطلاعات بیشتر روی این لینک راست کلیک کرده و گزینه Save Target As را انتخاب نمایید.

در ششمین نمایشگاه کتاب، لوح فشرده و لوازم التحریر که در شهریور ماه ۱۳۹۰ برگزار شد بیش از ۹۵۰ عنوان و حدود ۲۲۰۰ جلد کتاب عرضه شد. قیمت پشت جلد این کتب نزدیک به ۵/۵ ملیون تومان بود. (البته این آمار بدون احتساب کتاب های غرفه زبان که امسال توسط آموزشگاه فاطر اداره شد می باشد.)
از این میزان حدود ۱۴۰۰ جلد فروخته شد. که به قیمت پشت جلد حدوداً ۳.۴میلیون تومان می باشد. اگر میزان تخفیف ۲۵٪ را از این میزان کم کنیم کل مبلغی که بازدیدکنندگان برای کتاب پرداخت کرده اند بدست می آید که می شود: ۲.۶ ملیون تومان
در پایان از تمام کسانی که در برگزاری ششمین نمایشگاه کتاب، لوح فشرده و لوازم التحریر ادشا رو یاری کردند تشکر می کنم.
-------------------------
دوشنبه
۱۳۹۰/۰۵/۱۷
خانم ها: ساعت۴:۳۰ تا ۶ بعد از ظهر
آقایان: ساعت ۶ به بعد
مكان: فرهنگسرا ملاصدرا
دیگه تا شهریور فاصله زیادی نمونده، چیزی کمتر از یک ماه. طی 5سالی که از عمر انجمن می گذره، همواره بزرگترین فعالیت سالانه ادشا تو آخرای تابستون اجرا شده، یعنی نمایشگاه کتاب، نمایشگاهی که گسترده ترین فعالیت انجمنه و شاید حدوداً چیزی بیشتر از 30 نفر طی 10 شبانه روز تو برپاییش همکاری می کنند.
امسال هم اگر خدا بخواد و دانشجوهای شهرمون کمک کنند برای ششمین سال متوالی نمایشگاه کتاب رو برگزار می کنیم، البته با شکوه تر از سالهای گذشته!
یادش بخیر سال پیش از یه خرابه یه نمایشگاه درآوردیم، بچه ها فقط برای آماده سازی اون نمایشگاه یک هفته ای زحمت کشیدند، اون هم تو رمضون و با اون گرمای طاقت فرسای هوا.
.jpg)
استقبالی هم که از طرف مردم شد واقعاً بی سابقه بود، استقبال به حدی بود که همون شب اول از یه هفته زحمتی که کشیده بودیم احساس رضایت می کردیم. به عنوان مثال یادمه که مسئول صندوق می گفت وقتی آخر شب اول که صندوق رو خالی کرده بودم و داشتم پولارو می شمردم، خستگی یک هفته ای برپایی نمایشگاه از تنم در رفت!
امسال برای اولین بار طی این 5 سال یکی از خانم ها زحمت مسئولیت برگزاری نمایشگاه رو به عهده گرفتند. امسال بعضی از دوستان به دلائل گوناگون دیگه نمی تونند مثل سال پیش انجمن رو در برپایی نمایشگاه کمک کنند. چند نفری که آزمون کارشناسی ارشد دارند یا آزمون جامع علوم پایه پزشکی و الان سخت(!) مشغول درس خوندن هستند. یه تعدادی هم که دیگه فارغ التحصیل اند و وارد بازار کار شدند و یه عده هم که ازدواج کردند و رفتند دنبال زندگیشون! ( با این حال بعضی از همین دوستان هم قول همکاری رو دادند.)
اینه که امسال تا حدی با کمبود نیرو مواجه شدیم، برای همین از همه دانشجوهای اشتهارد یک بار دیگه دعوت می کنیم که ادشا رو در برپایی نمایشگاه یاری کنند. به خصوص دانشجو های سال اولی(که البته دیگه الان سال دومی شدند!) و دانش آموزایی که امسال دانشجو میشند.
یادمه که تو نشریه شماره 5 ندای آشنا که داخل نمایشگاه سال پیش پخش شد، مسئول انجمن در ذیل مقاله ای با عنوان درد دل(!) نوشته بود که:" ما بارها و بارها به زبان های مختلف گفته ایم که فعالیت در این گروه برای تمام دانشجویان آزاد است. برای فعالیت در ادشا نباید منتظر دعوت نامه یا درخواست باشید."
پس امیدواریم دوستان عزیز با عضویت در انجمن و همکاری در فعالیت ها ادشا رو یاری کنند، به خصوص در نمایشگاه پیش رو. منتظریم!
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید/ مگر پیش نهد لطف شما گامی چند
راه تو را می خواند، بسم الله.
-------------------------------------
مطالب مرتبط:
عکس هایی از پنجمین نمایشگاه کتاب، لوح فشرده و لوازم التحریر
معاون اجرايي سازمان سنجش آموزش كشور از اعلام نتايج اوليه كنكور 90 در هفته آينده خبر داد. سيد جلال طباطبايي در گفتوگو با ايسنا، گفت: نتايج اوليه كنكور سراسري 12 و يا 13 مرداد ماه از طريق سايت سازمان سنجش به نشاني http://sanjesh.org اعلام ميشود.
وي اظهار كرد: حدود 900 هزار داوطلب امسال در كنكور مجاز به انتخاب رشته ميشوند.

طباطبايي با بيان اينكه داوطلبان حدود 3 الي 4 روز پس از اعلام نتايج اوليه براي تهيه پرينت كارنامه خود از طريق سايت سازمان سنجش مهلت دارند، اظهار كرد: پس از آن حداكثر به مدت يك هفته به مجازين براي انتخاب رشته مهلت داده ميشود تا با ورود به سايت سازمان نسبت به تكميل فرم انتخاب رشته اقدام كنند. وي در خصوص تعداد رشتههاي انتخابي، گفت: داوطلبان ميتوانند 100 رشته را انتخاب كنند.
معاون سازمان سنجش با اعلام پذيرش بيش از 627 هزار و 214 داوطلب در كنكور امسال از اعلام نتايج نهايي داوطلبان در نيمه دوم شهريور ماه خبر داد.
طباطبايي در خاتمه با اشاره به ظرفيت پذيرش داوطلبان به تفكيك گروههاي آزمايشي پنجگانه، گفت: در گروه آزمايشي علوم رياضي و فني، 229 هزار و 245 داوطلب، در گروه آزمايشي علوم انساني 144 هزار و 236 داوطلب، در گروه آزمايشي علوم تجربي 83 هزار و 775 داوطلب، در گروه آزمايشي هنر 22 هزار و 284 داوطلب، در گروه آزمايشي زبان خارجي حدود 16 هزار و 390 و در رشتههاي چند گروهي 131 هزار و 284 پذيرفته ميشوند.
این افراد می توانند با مراجعه به آدرس زیر با درج درصد های تخمینی خود از حدود رتبه خود در کنکور آگاه شوند.
http://estimate.kanoon.ir/Pages/Pages/Login.aspx
------------------------------------------------
این امکان برای کنکوری های غیر کانونی هم فراهم شد.
فرمانده انتظامي شهرستان بندرعباس از فوت کودکي 5 ماهه در اثر برخورد وي با پنکه سقفي خبر داد.
سرهنگ اردشير کرمي در اين رابطه توضيح داد: ماموران انتظامي کلانتري 14 نخل ناخدا بندرعباس در پي مراجعه فردي بهنام «موسي – الف» و اعلام فوت طفل 5 ماهه وي موضوع را در دستور کار قرار دادند.
وي تصريح کرد: پدر متوفي در تحقيقات به عمل آمده گفته است براي ديد و بازديد به منزل يکي از بستگان واقع در شهرک توحيد رفته بوديم، همسرم در حال بازي با دختر بچه 5 ماههمان بود در حين انداختن بچه به سمت بالا بهدليل اينکه سقف اتاق پايين بوده سر طفل با پنکه سقفي که روشن بود برخورد كرد، سپس وي را به بيمارستان انتقال داديم.
فرمانده انتظامي بندرعباس خاطرنشان کرد: ماموران بلافاصله به بيمارستان شهيد محمدي اعزام شده و مشاهده کردند کودک در اثر جراحات وارده به سر فوت شده است.
موجودات تازه ای که پس از سونامی و زلزله ژاپن از دريا بدست آمده است. معمولا برای مطالعه اين موجودات بايستی به ته اقيانوس ها رفت و در آنجا از اين موجودات که با روند جهان شکل می گيرند اطلاعاتی بدست آورد ولی با حرکت شديد آب اينها به ساحل رسيده اند.


سازمان ثبت احوال کشور اعلام کرد، سال گذشته بیش از یک میلیون نفر به جمعیت کشور اضافه شد.
به گزارش خبرگزاري ايلنا، بر اساس آمارهای سازمان ثبت احوال کشور در سال 1389، یک میلیون و 368 هزار و 441 و یک نوزاد در کشور به دنیا آمدهاند، که از این تعداد 700 هزار و 70 نفر نفر دختر و 668 هزار و 371 نفر پسر هستند.

بر این اساس، در سال گذشته در هر ماه، 114 هزار و 37 نوزاد متولد شده اند که از این بین، 58 هزار و 340 نفر دختر و 55 هزار و 697 نفر پسر هستند.
با توجه به آمارهای به دست آمده در هر روز، سه هزار و 749 نوزاد در کشور متولد شده که یک هزار و 918 نفر دختر و یک هزار و 831 نفر پسر هستند.
در سال 89 در هر ساعت 156 نوزاد متولد شده است که 80 نفر دختر و 76 نفر پسر هستند.
|
سلام | |
|

واگنهاي واژگون شده يك قطار توريستي در مسيري كوهستاني در مركز جزيره تايوان كه بر اثر آن پنج توريست چيني كشته و 107 نفر مجروح شدند.

مرد جواني از سقراط پرسيد راز موفقيت چيست؟ سقراط به او گفت: "فردا به کنار نهر آب بيا تا راز موفقيت را به تو بگويم." صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت... سقراط از او خواست که به سوي رودخانه او را همراهي کند. جوان با او به راه افتاد. به لبه رود رسيدند، به آب زدند و آن قدر پيش رفتند تا آب به زير چانه آن ها رسيد. ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زير آب فرو برد. جوان نا اميدانه تلاش کرد خود را رها کند، اما سقراط آن قدر قوي بود که او را نگه دارد. مرد جوان آن قدر زير آب ماند که رنگش به کبودي گراييد و بالاخره توانست خود را خلاصي بخشد. همين که به روي آب آمد، اول کاري که کرد آن بود که نفسي بس عميق کشيد و هوا را به اعماق ريه فرو فرستاد. سقراط از او پرسيد، "زير آب که بودي، چه چيز را بيش از همه مشتاق بودي؟" گفت، "هوا." سقراط گفت، "هر زمان که به همين ميزان که اشتياق هوا را داشتي موفقيت را مشتاق بودي، تلاش خواهي کرد که آن را به دست بياوري؛ راز ديگر ندارد."

' محمد صفري ' روز شنبه 6 فروردین90 در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: شهرداري اشتهارد به منظور ارائه خدمات مناسب به مسافران نوروزي با همكاري جمعيت هلال احمر ، نيروي انتظامي و راهنمايي و رانندگي اقدام به ايجاد پايگاه هاي اطلاع رساني در ورودي و ميادين اصلي شهر كرده است.
وي اظهار داشت: نيروهاي مستقر در اين پايگاه ها علاوه بر راهنمايي و اسكان مسافران با توزيع بروشورهايي به معرفي اماكن مذهبي، تاريخي و گردشگري اين شهر پرداختند.
صفري بيان داشت: امامزادگان ام كبري و ام صغري (س) ، امام زاده سليمان (ع) و ارتفاعات حلقه دره از جمله اين اماكن است.
وي اضافه كرد: بز قلعه ، امام زادگان زيد و رحمان (ع) ، رودخانه شور ، شاه مردان ، گزنه ، چهل دختران و حسينيه صياديه از ديگر جاذبه هاي گردشگري اين شهر به شمار مي رود.
رييس شوراي اسلامي شهراشتهارد گفت: همچنين در اين ايام دو هزار و 500 بروشور از اماكن مذهبي و گردشگري به منظور اطلاع رساني و معرفي مكان هاي تاريخي و گردشگري بين مسافران نوروزي در اين شهر توزيع شد.
اين مسوول افزود: چيدمان سفره هفت سين، نصب پيام هاي نوروزي بر روي بيلبوردهاي ورودي شهر و تعيين مكان هاي استراحت ويژه مسافران نوروزي از ديگر اقدامات شهرداري در استقبال از مسافران در اين ايام به شمار مي رود.
روزي روزگاري يك هيزم شكن خيلي قوي براي كار سراغ يك تاجر الوار رفت تاجر او را استخدام كرد. و دستمزد خوبي برايش تعيين كرد و همچنين شرايط كاري بسيار خوب بود. بنابراين هيزم شكن ما تصميم گرفت كارش را به نحو احسن انجام دهد، تا محبت صاحب كار خود را جلب كند.
رئيس جديد به او يك تبر داد و محل كارش را نشان داد. روز اول هيزم شكن 18 درخت را قطع كرد. رئيسش به او تبريك گفت و از او خواست به همين روش به كار خود ادامه دهد.

تاجر بسيار هيجان زده بود تا ببيند روز بعد هيزم شكن چند درخت قطع مي كند. اما روز بعد او توانست فقط 15 درخت را بيندازد. روز بعد هيزم شكن تلاش خود را بيشتر كرد. ولي فقط 10 درخت قطع كرد. هر روز با همه تلاشي كه مي كرد تعداد كمتر درخت مي توانست قطع كند.
هيزم شكن با خود فكر كرد من بايد قدرت خود را از دست داده باشم. بنابراين پيش رئيس خود رفت و از او معذرت خواهي كرد. و گفت نمي دانم چه اتفاقي افتاده است كه هر روز توانايي من در قطع درختان كمتر مي شود.
تاجر در جواب پاسخ داد: « آخرين باري كه تبر خود را تيز كردي كي بود؟ »
هيزم شكن پاسخ داد: تيز كردن؟ من وقتي براي تيز كردن تبر نداشتم چون خيلي مشغول ...
در اين لحظه هيزم شكن به فكر فرو رفت و در كمال شرمندگي به اشتباه خود پي برد.
آيا شما هم تبر زندگي خود را تيز مي كنيد؟ آيا اطلاعات خود را به روز مي كنيد؟ آيا زماني را براي انديشيدن و بررسي آنچه انجام داده ايد مي گذاريد؟ آيا نتايج كارهاي خود را تجزيه و تحليل مي كنيد؟ آيا بدنبال راهي موثرتر براي مشكلات فعلي هستيد؟ يا اينكه آنقدر خود را درگير انجام كاري كرده ايد كه وقتي براي اين كارها نداريد.
انجمن دانشجویان شهر اشتهارد پس از 5 سال فعالیت منحل شد.
به گزارش ادشا، در جلسه فوری و اضطراری که در مورخ 12 فروردین ماه 1390 تشکیل شد، اعضا آن انجمن با اکثریت قاطع آرا موافق، طرح انحلال انجمن را تصویب کرد.
دلیل اصلی برای تصویب این طرح عدم استقبال و همکاری فرهیختگان و تحصیل کرده های شهر، دانشجویان، دانش آموزان، مذهبیون، نهاد ها و مسئولین شهر و سایر شهروندان شهرمان ( با عرض پوزش از اقشاری که اسم آنها را ذکر نکردیم ) در برنامه ها و فعالیت های انجمن می باشد.
امید است که شهری آباد و با سطح فرهنگی بالا و بدور از هر گونه معضل اجتماعی را در آینده شاهد باشیم.
کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.
پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود.

مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاک های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی می کرد روی خاک ها بایستد.
روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد …
نتیجه اخلاقی : مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود!

استاد مقابل کلاس فلسفه خود ايستاد و چند شيء را روي ميز گذاشت. وقتي کلاس شروع شد، بدون هيچ کلمه اي، يک شيشه بسيار بزرگ سس مايونز رو برداشت و شروع به پرکردن آن با چند توپ گلف کرد. بعد از شاگردان خود پرسيد که آيا اين ظرف پر است؟و همه موافقت کردند.
سپس استاد ظرفي از سنگ ريزه برداشت و آنها رو به داخل شيشه ريخت و شيشه رو به آرامي تکان داد. سنگريزه ها در بين مناطق باز بين توپ هاي گلف قرار گرفتند؛ و سپس دوباره از دانشجويان پرسيد که آيا ظرف پر است؟ و باز همگي موافقت کردند.
بعد دوباره استاد ظرفي از ماسه را برداشت و داخل شيشه ريخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهاي خالي رو پر کردند. او يکبار ديگر پرسيد که آيا ظرف پر است و دانشجويان يکصدا گفتند: "بله".
بعد استاد دو فنجان پر از قهوه از زير ميز برداشت و روي همه محتويات داخل شيشه خالي کرد. و گفت: "در حقيقت دارم جاهاي خالي بين ماسه ها رو پر مي کنم!" همه دانشجويان خنديدند.
در حالي که صداي خنده فرو مي نشست، استاد گفت: " حالا من مي خواهم که متوجه اين مطلب بشين که اين شيشه نمايي از زندگي شماست، توپ هاي گلف مهمترين چيزها در زندگي شما هستند. خداي تان، خانواده تان، فرزندان تان، سلامتي تان، دوستان تان و مهمترين علايق تان، چيزهايي که اگر همه چيزهاي ديگر از بين بروند ولي اين ها بمانند، باز زندگي تان پا برجا خواهد بود.
سنگ ريزه ها ساير چيزهاي قابل اهميت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشين تان. ماسه ها هم ساير چيزها هستند، مسايل خيلي ساده.
استاد ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بديد، ديگر جايي براي سنگ ريزه ها و توپ هاي گلف باقي نمي ماند، درست عين زندگي تان. اگر شما همه زمان و انرژي خود را روي چيزهاي ساده و پيش پا افتاده صرف کنيد، ديگر جايي و زماني براي مسايلي که برايتان اهميت داره باقي نمي مونه. به چيزهايي که براي شاد بودن تان اهميت داره توجه زيادي کنين، با فرزندان تان بازي کنين، زماني رو براي كنترل سلامتي تان بذارين. با دوستان و اطرافيان تان به بيرون برويد و با اون ها خوش بگذرونين.
هميشه زمان براي تميز کردن خانه و تعمير خرابي ها هست. اول مواظب توپ هاي گلف باشين، چيزهايي که واقعاً برايتان اهميت دارند، موارد داراي اهميت رو مشخص کنين. بقيه چيزها همون ماسه ها هستند.
يکي از دانشجويان دستش را بلند کرد و پرسيد: پس دو فنجان قهوه چه معني داشتند؟
استاد لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسيدي. اين فقط براي اين بود که به شما نشون بدم که مهم نيست که زندگيتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، هميشه در اون جايي براي صرف يك فنجان قهوه با يک دوست هست! "
سحر ميرشاهي -حسين صادق فر
در زمانهای قدیم مرد فقیری با دخترش زندگی میكرد. این مرد به داروغه شهر بدهكار بود و نمیتوانست قرض خود را پس بدهد. یك روز داروغه به مرد پیشنهاد داد كه اگر دخترش را به همسری داروغه درآورد از بدهیاش چشمپوشی میكند. مرد فقیر پریشان و درمانده پیش دخترش رفت و موضوع را با او در میان گذاشت. دختر گفت: من به یك شرط این مساله را قبول میكنم، به این شرط كه.....



دکتر محمد باقر قالیباف به همراه ۴ شهردار نمونه دیگر جهان، به تازگی برنده جایزه حمل و نقل پایدار شده است.
![]() یك دریاچه زیبا، بازتاب نور و كوهستان؟ اگر بیشتر دقت كنید، متوجه می شوید، دریاچه ای در كار نیست و این تنها یك دیوار كوتاه با نمای سیمانی سفید رنگ است كه در دور یك باغ كشیده شده است. |
نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می كرد. یك روز او با صاحبكارخود موضوع را در میان گذاشت. پس از روزهای طولانی و كار كردن و زحمت كشیدن، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا كردن زمان این استراحت می خواست تا او را از كار بازنشسته كنند.
صاحب كار او بسیار ناراحت شد و سعی كرد اورا منصرف كند، اما نجار بر حرفش و تصمیمی كه گرفته بود پافشاری كرد. سر انجام صاحب كار در حالی كه با تأسف با این درخواست موافقت می كرد، از او خواست تا به عنوان آخرین كار، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد. نجار در حالت رو دربایستی، پذیرفت در حالی كه دلش چندان به این كار راضی نبود. پذیرفتن ساخت این خانه بر خلاف میل باطنی او صورت گرفته بود. برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه كرد و به سرعت و بی دقتی، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت، كار را تمام كرد. سپس او صاحب كار را از اتمام كار باخبر كرد.

صاحب كار برای دریافت كلید این آخرین كار به آنجا آمد. زمان تحویل كلید، صاحب كار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ای است از طرف من به تو به خاطر سال های همكاری!
نجار یكه خورد و بسیار شرمنده شد.
در واقع اگر او می دانست كه خودش قرار است در این خانه ساكن شود، لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن به كار می برد و تمام مهارتی كه در كار داشت برای ساخت آن به كار می برد. یعنی كار را به صورت دیگری پیش می برد.
نتیجه اخلاقی: این داستان ماست. ما زندگی مان را می سازیم. هر روز می گذرد. گاهی ما كمترین توجهی به آنچه كه می سازیم نداریم، و ناگهان در زمانی در اثر اتفاق غیر مترقبه می فهمیم كه مجبوریم در همین ساخته ها زندگی كنیم. گرچه اگر چنین تصوری داشته باشیم، تمام سعی خود را برای ایمن كردن شرایط زندگی خود می كنیم ولی افسوس كه نمی دانیم كه چه زود فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم، ممكن نیست. ما نجار زندگی خود هستیم و روزها، چكشی هستند كه بر یك میخ از زندگی ما كوبیده می شود. یك تخته در آن جای می گیرد و یك دیوار برپا می شود.

مسی پس از گلی که به ثمر رساند، پیراهن اصلی اش را بالا زد و روی پیراهن زیری اش نوشته شده بود "تولدت مبارک مامی" و بدین ترتیب گلش را به عنوان هدیه تولد به مادرش تقدیم کرد.
حتماً تا به حال نمایش دیدنی، فیل را در سیرک دیدهاید. مربی فیل فقط با طنابی که به پای او میبندند، اورا ثابت و بدون حرکت نگاه میدارد. در واقع او با نیرنگ سادهای به قدرت شگرف فیلها غلبه میکند.

وقتی که فیل هنوز بزرگ نشده و سن و سال کمی دارد، مربی او یک پای او را با طنابی به تنهی درختی میبندد. بچه فیل هر چقدر برای آزادی خودش تلاش میکند و انرژی صرف میکند، نمیتواند خودش را آزاد کند. او کم کم به این موضوع عادت میکند و این تصور که تنه درخت از او تواناتر است به او غلبه میکند. او با این تصور بزرگ میشود و روز به روز قدرتش بیشتر می شود، اما با این فکر که نمیتواند بر درخت غلبه کند.
هنگامی که بزرگ میشود و قدرت شگرفی مییابد، تنها کافی است یک نفر طنابی را دور پای او گره زده و او را به یک نهال ببندد. آنگاه فیل دیگر هیچ تلاشی برای آزادی خودش نخواهد کرد. در حالیکه تلاش کمی کافی است تا او آزادانه حرکت کند.
شما در طول دوران زندگی خود تا چه حد مغلوب تصورات غلط در مورد تواناییهایتان هستید؟ آیا فکر میکنید، نمیتوانید از عهدهی کاری برآیید؟ فکر میکنید، توانایی رسیدن به اهدافتان را ندارید؟ اما باید بدانید که، این عادات و تصورات شما اشتباه است که باعث شده است شما تواناییهای خود را محدود بدانید.
قدرتهای درونی شما پایانناپذیرو بیانتها است. فقط کافیاست مثل آن فیل نباشید. به طنابهایی که دور پاهایت انداختهای توجهی نکن ... .