تبليغاتX
انجمن دانشجویان شهر اشتهارد

انجمن دانشجویان شهر اشتهارد

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم/موجیم که آسودگی ما عدم ماست

*دقیقا اون زمان که راننده تاکسی می خواهید سبقت بگیره حتما یه مسافر هست که بگه: آقا پیاده می شم!

*هشتاد درصد امتحانات پایان ترم براساس کلاسی است که در آن غایب بوده ای!

*اگر بلیت نداشته باشی پول خرد هم نداری. وقتی پول خرد داری که بلیت هم داری.

*اونی که بیشتر از همه دوستش داری، عاشق اونی میشه که بیشتر از همه ازش تنفر داری!

دانلود کتاب قوانین مورفی


*کافیه یه بار تو کلاس، خونه یا مهمونی عطسه کنی تا ۶ قرن بعد هرکی مریض میشه و تورو می بینه میگه من از تو گرفتم!

*وقت نوبت ما میشه نون بگیریم همون موقع آشنای شاطرم میاد نون بگیره!

*واژه های «جون مادرت!» دقیقا وقتی از دهنت می پرن که طرف مقابلت مادرش رو از دست داده.

*هر وقت می خوای انگلیسی تایپ کنی کیبورد رو فارسیه و وقتی میفهمی که جمله رو تا آخر تایپ کردی!

*همیشه وقتی می خوای «ست» بپوشی، یه تیکش تو رخت چرکاست!

*پریدن فیوز برق با حساسیت مسابقه فوتبال رابطه مستقیم داره.

*تمام ماه ظرفاتو می شوری، خشک می کنی، میذاری تو کابینت، درست روزی که مامانت میاد بهت سر بزنه کلی ظرف نشسته داری، پاک آبرومت میره!

*هروقت همه چیز زندگیت سرجاشه، یه چیزی رو جای اشتباه گذاشتی که بعدا صداش درمیاد!

*همیشه هوس همون غذایی رو می کنی که تو یخچال نیست.

*میزان سنگ توی غذا با دندان های خراب و سست رابطه مستقیم دارد.

*هر وقت میای در کنسرو ماهی رو باز کنی حلقه اش کنده می شه!

*اگر تو یه اتوبوس پنجاه تا از بهترین نوع صندلی وجود داشته باشه، همیشه اون داغون داغونه سهم تو میشه!

*اینترنت همیشه پرسرعت کار میکنه مگر اینکه شما کار مهم و واجبی داشته باشید!

*همیشه ۹۹ درصد اول سریع دانلود میشه، یک درصد آخر قطع میشه!!!

*فاصله شما با گیت سالن پرواز رابطه مستقیم داره با وزن باری که حمل می کنید و رابطه عکس داره با زمان باقی مانده تا پرواز!

*دقیقا وقتی داری با بابت راجع به گرفتن ماشین حرف میزنی، تلویزیون یه برنامه پخش می کنه درمورد تاسف بارترین تصادف های تاریخ بشر با ماشین!

*وقتی تزریقاتی ازت پرسید کی پنی سلین زدی فرقی نمی کنه که بگی ۶ سال، ۶ ماه، یا حتی ۶ ثانیه پیش، چون اون هوس کرده ازت تست بگیره و تو بیشتر درد بکشی!

فرستنده: آقای حسن ترابی

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1390/10/29 توسط کاربران
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1390/10/29 توسط محمود نجفی
عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت
 
 
 
تبریک به جامعه ایرانی
 
 
 
هموطن دیگری در دنیا باعث افتخار نام ایرانی شد. اصغر فرهادی کارگردان فیلم جدایی نادر از سیمین ،  جایزه بهترین فیلم خارجی گلدن گلاب را از آن خود کرد. این اولین بار بود که نام کشور ایران در سالن هتل هیلتون لس آنجلس ، طنین انداز شد. کسی که جایزه را به دست کارگردان پر افتخار سینمای ایران داد ، مدونا ستاره‌ی مشهور موسیقی پاپ بود


این هم عکس اصغر فرهادی درحال صحبت کردن با آنجلینا جولی، ستاره معروف سینمای هالیوود:
عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1390/10/27 توسط سعید سلطانی
شكستن بطري شيشه روي سر يكي از سربازان دختر نيروي ويژه ارتش چين:

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1390/10/26 توسط محمود نجفی

دانشجویی که سال آخر دانشکده خود رامی‌گذراند به خاطر پروژه‌ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.
به گزارش سه نسل به نقل از روزنه ، او درپروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدورژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود:


1-مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و
استفراغ می‌شود.
2- عنصر اصلی باران اسیدی است.
3-وقتی به حالت گاز در می‌آید بسیار
سوزاننده است.
4- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می‌شود.
5-باعث فرسایش اجسام می‌شود.
6-حتی روی ترمز اتومبیل‌ها اثر منفی
می‌گذارد.
7-حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است.

از پنجاه نفر فوق، 43 نفر دادخواست را امضا کردند. ۶ نفر به طور کلی علاقه‌ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می‌دانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!
عنوان پروژه دانشجوی فوق «ما چقدر زود باور هستیم» بود!!
یکبار دیگر دلایل را بخوانید می بینید همه خواص آب هستند.
واقعا ماچقدر زود باور هستیم نه!!!!

فرستنده: آقاي حسن ترابي

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1390/10/22 توسط کاربران

از دفتر روزنامه ای که در آن مشغول به کار بود اخراج شد چرا که رئیسش فکر میکرد تخیل خلاقیت و ایده های خوب ندارد


File:Walt Disney Snow white 1937 trailer screenshot (13).jpg


والت دیزنی: موسس شهر بازی دیزنی لند و شرکت والت دیزنی (آفریننده میکی موس سفید برفی و..) برنده 22 جایزه اسکار
...........................................................................................................................................


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1390/10/21 توسط سعید سلطانی

زن 28 ساله وقتی برای تزریق پنی‌سیلین به یک کلینیک رفت نمی‌دانست چه سرنوشت شومی در انتظارش است.

 این زن پس از تزریق، دچار تشنج شد و بعد از 4 روز بستری شدن در بیمارستان، جان خود را از دست داد. 10 دی ماه سال‌جاری، زن جوانی به نام مریم که دچار سرماخوردگی شده بود، برای مداوا به مطب یک پزشک عمومی در کرج رفت. پزشک با نوشتن نسخه‌ای، قرص سرماخوردگی و یک آمپول پنی‌سیلین برای او تجویز کرد و وی بعد از خرید دارو، برای تزریق آمپول به همراه برادرش به یک کلینیک خصوصی رفت، غافل از اینکه حادثه‌ای تلخ در انتظارش است.

برادر این زن گفت: آن روز خواهرم برای تزریق به اتاق رفت و من بیرون منتظرش ایستادم. درحالی‌که بارها گفته‌اند که تزریق این آمپول خطرناک است و باید حتما پیش از تزریق تست صورت گیرد تا مشخص شود که آیا بیمار به آن حساسیت دارد یا نه، مسئول تزریقات کلینیک بدون انجام تست، آمپول را به خواهرم تزریق کرد. بعد از چند دقیقه صدای فریاد پرستاران را از داخل اتاق شنیدم و فهمیدم که اتفاق بدی افتاده. خودم را به خواهرم رساندم و متوجه شدم که او بعد از تزریق دچار شوک و تشنج شده و از روی تخت به زمین افتاده است.

با دیدن این صحنه وحشت به جانم افتاد و فورا با آمبولانس او را به بیمارستان رساندیم. خواهرم 4 شب در قسمت‌ آی سی یو بیمارستان بستری بود و در این مدت من و خانواده‌ام امیدوار بودیم که او خوب شود اما هر روز حال مریم بدتر می‌شد. بعد از 4 روز پزشکان به ما اعلام کردند که خواهرم دچار تشنج شده و احتمالا به آمپول پنی‌سیلین حساسیت داشته است. آنها می‌گفتند که ممکن است به خاطر نرسیدن اکسیژن به مغز، خواهرم دچار مرگ مغزی شده باشد و به همین دلیل چهارشنبه 14 دی ماه، مریم به بیمارستان سینا منتقل شد.

وی ادامه داد: در بیمارستان سینا، پزشکان معاینات نهایی را روی خواهرم انجام دادند و وقتی گفتند که او مرگ مغزی شده و هیچ امیدی به بازگشتش نیست، انگار دنیا روی سرمان خراب شد. باور اینکه خواهرم به خاطر یک سرماخوردگی ساده و تزریق غلط به این روز افتاده، برای ما خیلی سخت بود. مادر پیرم که خیلی نگران وضعیت مریم بود وقتی شنید که او جانش را از دست داده است، به‌شدت ضربه خورد. با این حال هنگامی که متوجه شد بعضی از اعضای بدن او قابل پیوند به بیماران نیازمند است، رضایت داد که اعضای بدن خواهرم اهدا شود.

بعد از امضای رضایت نامه، ما برای همیشه با مریم خداحافظی کردیم و او به اتاق عمل منتقل شد. مرد جوان ادامه داد: بعد از این حادثه من به دادسرای عمومی استان البرز رفتم و از مقصران مرگ خواهرم شکایت کردم و خواستار پیگیری پرونده شدم. در همین حال دکتر ساناز دهقانی، مسئول واحد فراهم آوری اعضا در بیمارستان سینا درباره این پرونده به خبرنگار همشهری گفت: بعد از اینکه مرگ مغزی این زن جوان ازسوی متخصصان تایید شد خانواده‌اش برگه رضایت نامه را امضا کردند و اعضای بدن این زن شامل قلب، کلیه و کبد وی به 3 بیمار نیازمند اهدا شد.

منبع:

روزنامه همشهری
--------------------------------------------------------

پ ن: هر وقت سرما خوردید و به پزشک مراجعه کردید؛ پزشک رو مجبور به تجویز پنی سیلین نکنید.

عامل سرما خوردگی ها ویروس است و آنتی بیوتیک پنی سیلین روی ویروس اثری ندارد. تنها در گلودردهای چرکی که با تب و اگزودا (ترشحات روی لوزه ها) همراه است و عامل آن باکتری است باید آنتی بیوتیک تجویز کرد. 

پنی سیلین می تواند در بدن افرادی که به آن حساس هستند، ایجاد واکنش حساسیتی یا آلرژی شدید بدهد که با گشادی عروق خون موجب افت فشار خون می شود و به آن "شوک آنافیلاکسی" می گویند.

احتمال ایجاد شوک آنافیلاکسی حدود ۱ نفر در هر یک ملیون است.

قبل از تزریق پنی سیلین حتما باید تست حساسیت پوستی انجام شود تا نشان بدهد بدن شما به پنی سیلین حساس است یا نه.

حتی اگر فردی قبلا پنی سیلین تزریق کرده و مشکلی برای وی به وجود نیامده، این رد کننده به وجود نیامدن شوک آنافیلاکسی در تزریق جدید نیست. البته قاعدتاً احتمال آن را باز هم کمتر خواهد کرد.

پس از ایجاد شوک باید بلافاصله به بیمار "آدرنالین" یا "اپی نفرین" تزریق کرد، بنابراین باید در مراکزی که تزریق پنی سیلین صورت می گیرد آدرنالین جهت احیا وجود داشته باشد.

اگر شوک آنافیلاکسی ایجاد شد و آدرنالین هم به سرعت و بدون فوت وقت تجویز نشد، پیش آگهی و بقای بیمار ناامید کننده خواهد بود.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1390/10/18 توسط محمود نجفی

وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ

خداوند در سوره "تین"(انجیر) به این میوه قسم خورده است و دانشمندان دین‌پژوه
می‌گویند، احتمالاً علت آن است که انجیر، یکی از میوه‌های همه چیز تمام است و
کلکسیونی از املاح و ویتامین‌ها دارد؛لذا مورد توجه خاص قرآن قرار گرفته است.
اما این سوگند، ویژگی ظریف دیگری هم در بر دارد که موجب مسلمان شدن یک تیم
تحقیقاتی ژاپنی شده است. قصه از این‌جا شروع شد که یک گروه پژوهشی ژاپنی، در
بین مواد خوراکی به دنبال منبع پروتئین خاصی بودند که به میزان کم، درمغز
انسان و حیوانات تولید می‌شود. این پروتئین، *کاهش دهنده کلسترول خون ومسئول
تقویت قلب و شجاعت انسان* است و بازتولیدش بعد از ۶۰ سالگی تعطیل می‌شود.
ژاپنی‌ها فهمیدند این ماده فقط در انجیر و زیتون موجود است و برای تأمین
آن، *باید
انجیر و زیتون را به نسبت یک به هفت مصرف کرد.*
بعد از ارائه این نتیجه یکی از قرآن پژوهان مصری نامه‌ای به این تیم تحقیقاتی
می‌نویسد و اعلام می‌کند که در کتاب مقدس مسلمانان، خداوند به انجیر و زیتون
در کنار هم قسم خورده.
*نام انجیر فقط یک بار و نام زیتون نیز هفت بار* !!در قرآن آمده است.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1390/10/13 توسط سعید سلطانی
خبر كوتاه بود خانم اوا اكوال(eva ekvall) ملكه زيبايي ونزوئلا و نفر سوم جهان در سال  2001 به دليل ابتلا به بيماري  سرطان  در سن 28 سالگي درگذشت ، اينكه مرگ حقه و همه يك روز ميميرند و هر آمدني را رفتني است درست ، ولي متاسفانه جوانان و نوجوانان ما اغلب از وضعيت اقتصادي و اجتماعي و شهرت ديگران چنان تحت تاثير قرار ميگيرند كه گاه آرزو مي كنند كاش جاي آن فرد مشهور هنرپيشه يا ورزشكار وطني يا خارجي بودند  غافل از اينكه هر آدمي براي خود مشكلات و گرفتاريهايي دارد در حالي كه نشريات و رسانه هاي ارتباط جمعي فقط جنبه ظاهري قضيه را به بينندگان منتقل ميكنند  و اغلب بينندگان بخصوص دختران و پسران نوجوان فكر ميكنند فرد مورد نظر خوشبخت ترين آدم دنياست.

آندره ژيد ميگه : اگر پيشاني  نوشت افرادي را كه به حالشان غبطه ميخوري مي توانستي ببيني برايشان گريه ميكردي

خانم اكوال و خيل بسياري از علاقمندان او شايد چند سال پيش وي را يكي از خوشبخت ترين انسانهاي كره زمين يا حداقل آمريكاي جنوبي فرض ميكردند اما امروز فقط بعد از گذشت چند سال دو خط خبر درگذشت او و يك عكس روي تخت بيمارستان ازش باقي مونده  پس بهتر است كودكان و نوجوانان ما بجاي در حسرت زندگي ديگران بودن به فكر ساختن آينده درخشان  براي خود در هر زمينه كه علاقمند هستند و توانايي فكري وجسمي دارند باشند و خود الگوي كودكان و نوجوانان بعد از خودشان بشوند .حرف آخر اينكه خانم اكوال فقط يك مثال بود زيرا بطور حتم افراد سرشناس زيادي هستند كه عكسهايشان زينت بخش اتاقهاي بچه هاي ماست وفكر و ذهن اين بچه ها را مشغول خود ساخته اند افرادي كه مطمئنا همه بخوبي آنها را ميشناسند ولي اغلب نميدانند هيچكدام از اينها ارزش اين همه توجه و حسرت خوردن به زندگيشان را ندارند.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1390/10/07 توسط جعفر نجفی
این یک آزمون بسیار جالب است. خود دکتر فیل مک‌گرا(روان‌شناس معروفی که مجری یک برنامه فوق‌العاده پرطرفدار تلویزیونی است) در این آزمون نمره 55 گرفته است. او این آزمون را روی اپرا وینفری، مجری معروف برنامه تلویزیونی، انجام داده که نمره 38 گرفته است.
به 10 سوال ساده زیر پاسخ دهید تا ببینید شما چه نمره‌ای در این آزمون به دست می‌آورید و تفسیر آن چیست.
تذکر مهم: به سوال‌ها براساس آنچه که امروز هستید پاسخ دهید، نه آنچه که در گذشته بوده‌ای
د.
http://www.ravanyar.com/FunnyTests/personality/DrPhils/default.asp

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1390/10/05 توسط سعید سلطانی
پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛
اما خود نیز علت را نمی دانست.
روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید.
به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد.
پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید: ‘چرا اینقدر شاد هستی؟’
آشپز جواب داد: ‘قربان، من فقط یک آشپز هستم، اما تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم.
ما خانه ای حصیری تهیه کرده  ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم.
بدین سبب من راضی و خوشحال هستم…’
پس از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست وزیر در این مورد صحبت کرد.
نخست وزیر به پادشاه گفت : ‘قربان، این آشپز هنوز عضو گروه 99 نیست!!!
اگر او به این گروه نپیوندد، نشانگر آن است که .............
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1390/10/05 توسط جعفر نجفی
جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت :
بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟
همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت :
آری من مسلمانم
جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد ، پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد
جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید :
آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟
افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند ، پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت :
چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود !!!


نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/10/03 توسط جعفر نجفی
در تاریخ آمده است ، به رسم قدیم روزی شاه عباس کبیر در اصفهان به خدمت عالم زمانه ” شیخ بهائی” رسید پس از سلام واحوالپرسی از شیخ پرسید: در برخورد با افراد اجتماع ” اصالت ذاتی ِ آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان ” ؟

شیخ گفت : هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من ” اصالت ” ارجح است .

و شاه بر خلاف او گفت : شک نکنید که ” تربیت ” مهم تر است !

بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچیک نتوانستند یکدیگر را قانع کنند بناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی نشاند .

فردای آن روز هنگام غروب شیخ به کاخ رسید بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرا رسید سفره ای بلند پهن کردند ولی چون چراغ وبرقی نبود مهمانخانه سخت تاریک بود در این لحظه پادشاه دستی به کف زد و با اشاره او چهار گربه شمع به دست حاضر شدند وآنجا را روشن کردند !

درهنگام ِ شام ، شاه دستی پشت شیخ زد و گفت دیدی گفتم ” تربیت ” از ” اصالت ” مهم تر است ما این گربه های نا اهل را اهل و رام کردیم که این نتیجه اهمیت ” تربیت ” است

شیخ در عین ِ اینکه هاج و واج مانده بود گفت من فقط به یک شرط حرف شما را می پذیرم و آن اینکه فردا هم گربه ها مثل امروز چنین کنند!!!

شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت : این چه حرفیست فردا مثل امروز وامروز هم مثل دیروز!!! کار ِ آنها اکتسابی است که با تربیت وممارست وتمرین زیاد انجام می شود.

ولی شیخ دست بردار نبود که نبود تا جایی که شاه عباس را مجبور کرد تا این کار را فردا تکرار کند .

لذا شیخ فکورانه به خانه رفت .

او وقتی از کاخ برگشت بیدرنگ دست به کار شد چهار جوراب برداشت و چهار موش بخت برگشته در آن نهاد…….

فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت تشریفات همان و سفره همان و گربه های بازیگر همان . . . . . .

شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تاکیدی بر صحت حرفهایش می دید زیر لب برای شیخ رجز می خواند که در این زمان شیخ موشها را رها کرد که درآن هنگام هنگامه ای به پا شد یک گربه به شرق دیگری به غرب آن یکی شمال واین یکی جنوب.

واین بار شیخ دستی برپشت شاه زد و گفت : شهریارا ! یادت باشد اصالت ِ گربه موش گرفتن است گرچه” تربیت ” هم بسیار مهم است ولی” اصالت ” مهم تر !

یادت باشد با ” تربیت” میتوان گربه اهلی را رام و آرام کرد ولی هرگاه گربه موش را دید به اصل و” اصالت ” خود بر می گردد و شیر ِ نا اهل ونا آرام و درنده می شود..

نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/10/03 توسط احسان شاهبیگ

شماره 10 نشریه ندای آشنا منتشر شد.

با تشكر از همه دوستاني كه ما را در تهيه اين شماره ياري كردند. از جمله آقاي ترابي طراح نشريه و نيز آقايان نجفي، نظري، كريمي، غفوري و صفري.

با کلیک روی هر کدام می توانید تصویر صفحه مورد نظر را ملاحظه نمایید: 

            

     

کل صفحات را یکجا مي توانيد از اينجا دانلود كنيد. (Size: 1.8 Mb)

در اين شماره مي خوانيد:

زبان فارسي نماد توانايي ايرانيان (دكتر ابراهيم خدايار)

حسين (ع) قهرمان صفحه سياه عاشورا نيست (محمود نجفي)

معرفي كتاب پس از پنجاه سال (علامه شهيدي)

راهكار هايي براي افزايش نسبي سرعت ويندوز ( رضا كريمي)

آشنایی با مشاهیر اشتهارد- مقاومت سپهبد شاهبختی (جعفر نجفي)

ضرب المثل های اشتهاردی

آقا اجازه هست خانمتون رو نگاه کنم.....

آشنايي با اماكن اشتهارد امام زاده سليمان

هوش و ذکاوت ایرانی

زندگی بهتر

و ....

جهت سهولت در مطالعه فایل متنی نشریه هم در قالب ورد در وبلاگ قرار داده شده است. (به جز مطلب افزايش نسبي سرعت ويندوز)
 
ضمناً دوستاني كه با سرعت بسيار پايين از اينترنت استفاده مي كنند اينجا كليك نمايند!
 
نسخه های الکترونیک کتاب های معرفی شده در نشریه:
پس از پنجاه سال ( پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین(ع) ) - کتاب علامه شهیدی
 
حماسه حسيني شهيد مطهري:
 
این پست برای حدود ۷۰ نفر از همشهری هایمان ایمیل شد، لطفا آي دي خود و دوستان اشتهاردي خود را براي ما بفرستيد تا شماره هاي بعدي نشريه نداي آشنا براي شما و دوستانتان هم ارسال گردد.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1390/10/01 توسط مدیریت ادشا

تبادل لینک

خرید بک لینک