سلام به همه دوستان
همونطور که دارین برا نمایشگاه زحمت می کشین لطف کنین به این 2 تا مطالب هم توجه کنین:
1) فراخوان جمع آوری مطالب نشریه شماره 9
مسئول نشریه آقای سلطانی می باشند.
موضوعاتی که تا این لحظه موجوده شامل:
مصاحبه ، خوزنک، معرفی کتاب (می تونه از نویسندگان اشتهاردی هم باشه) و کاریکاتور با موضوع ازدواج به سبک اشتهاردی و موانع ومشکلات ازدواج جوانان! .همچنین یک سری مطالب از جمله تکدی گری و ..و همچنین یک سری از موضوعات مثل آشنایی با اماکن تاریخی اشتهارد و آشنایی با مشاهیر اشتهارد و مشکلات شهر ما و... از قبل وجود داره که به کار گیری آنها بر عهده مسئول نشریه است.
دوستانی که در این زمینه نظر یا مطالبی دارند و کمکی می تونند بکنندلطفا مطالب خود را حداکثر تا تاریخ 5 شهریور به دست ما برسانند.
مطلب خود را به ايميل ادشا ارسال كنيد:
2)بحث سازماندهی ادشا
لطفا متن زیر رو بخونین و اگه جایی نظری دارین بگین.
کلیات انجمن دانشجویان شهر اشتهارد
|
نام گروه: انجمن دانشجويان شهر اشتهارد(ادشا) هدف تشكيل گروه : انجام فعالیت های علمي،فرهنگي واجتماعي در سطح شهر ارکان ادشا: واحد مديريت واحد نیروی گروه انساني اعضا ...(بقيه در ادامه مطلب) |
دوشنبه
۱۳۹۰/۰۵/۱۷
خانم ها: ساعت۴:۳۰ تا ۶ بعد از ظهر
آقایان: ساعت ۶ به بعد
مكان: فرهنگسرا ملاصدرا
دیگه تا شهریور فاصله زیادی نمونده، چیزی کمتر از یک ماه. طی 5سالی که از عمر انجمن می گذره، همواره بزرگترین فعالیت سالانه ادشا تو آخرای تابستون اجرا شده، یعنی نمایشگاه کتاب، نمایشگاهی که گسترده ترین فعالیت انجمنه و شاید حدوداً چیزی بیشتر از 30 نفر طی 10 شبانه روز تو برپاییش همکاری می کنند.
امسال هم اگر خدا بخواد و دانشجوهای شهرمون کمک کنند برای ششمین سال متوالی نمایشگاه کتاب رو برگزار می کنیم، البته با شکوه تر از سالهای گذشته!
یادش بخیر سال پیش از یه خرابه یه نمایشگاه درآوردیم، بچه ها فقط برای آماده سازی اون نمایشگاه یک هفته ای زحمت کشیدند، اون هم تو رمضون و با اون گرمای طاقت فرسای هوا.
.jpg)
استقبالی هم که از طرف مردم شد واقعاً بی سابقه بود، استقبال به حدی بود که همون شب اول از یه هفته زحمتی که کشیده بودیم احساس رضایت می کردیم. به عنوان مثال یادمه که مسئول صندوق می گفت وقتی آخر شب اول که صندوق رو خالی کرده بودم و داشتم پولارو می شمردم، خستگی یک هفته ای برپایی نمایشگاه از تنم در رفت!
امسال برای اولین بار طی این 5 سال یکی از خانم ها زحمت مسئولیت برگزاری نمایشگاه رو به عهده گرفتند. امسال بعضی از دوستان به دلائل گوناگون دیگه نمی تونند مثل سال پیش انجمن رو در برپایی نمایشگاه کمک کنند. چند نفری که آزمون کارشناسی ارشد دارند یا آزمون جامع علوم پایه پزشکی و الان سخت(!) مشغول درس خوندن هستند. یه تعدادی هم که دیگه فارغ التحصیل اند و وارد بازار کار شدند و یه عده هم که ازدواج کردند و رفتند دنبال زندگیشون! ( با این حال بعضی از همین دوستان هم قول همکاری رو دادند.)
اینه که امسال تا حدی با کمبود نیرو مواجه شدیم، برای همین از همه دانشجوهای اشتهارد یک بار دیگه دعوت می کنیم که ادشا رو در برپایی نمایشگاه یاری کنند. به خصوص دانشجو های سال اولی(که البته دیگه الان سال دومی شدند!) و دانش آموزایی که امسال دانشجو میشند.
یادمه که تو نشریه شماره 5 ندای آشنا که داخل نمایشگاه سال پیش پخش شد، مسئول انجمن در ذیل مقاله ای با عنوان درد دل(!) نوشته بود که:" ما بارها و بارها به زبان های مختلف گفته ایم که فعالیت در این گروه برای تمام دانشجویان آزاد است. برای فعالیت در ادشا نباید منتظر دعوت نامه یا درخواست باشید."
پس امیدواریم دوستان عزیز با عضویت در انجمن و همکاری در فعالیت ها ادشا رو یاری کنند، به خصوص در نمایشگاه پیش رو. منتظریم!
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید/ مگر پیش نهد لطف شما گامی چند
راه تو را می خواند، بسم الله.
-------------------------------------
مطالب مرتبط:
عکس هایی از پنجمین نمایشگاه کتاب، لوح فشرده و لوازم التحریر
معاون اجرايي سازمان سنجش آموزش كشور از اعلام نتايج اوليه كنكور 90 در هفته آينده خبر داد. سيد جلال طباطبايي در گفتوگو با ايسنا، گفت: نتايج اوليه كنكور سراسري 12 و يا 13 مرداد ماه از طريق سايت سازمان سنجش به نشاني http://sanjesh.org اعلام ميشود.
وي اظهار كرد: حدود 900 هزار داوطلب امسال در كنكور مجاز به انتخاب رشته ميشوند.

طباطبايي با بيان اينكه داوطلبان حدود 3 الي 4 روز پس از اعلام نتايج اوليه براي تهيه پرينت كارنامه خود از طريق سايت سازمان سنجش مهلت دارند، اظهار كرد: پس از آن حداكثر به مدت يك هفته به مجازين براي انتخاب رشته مهلت داده ميشود تا با ورود به سايت سازمان نسبت به تكميل فرم انتخاب رشته اقدام كنند. وي در خصوص تعداد رشتههاي انتخابي، گفت: داوطلبان ميتوانند 100 رشته را انتخاب كنند.
معاون سازمان سنجش با اعلام پذيرش بيش از 627 هزار و 214 داوطلب در كنكور امسال از اعلام نتايج نهايي داوطلبان در نيمه دوم شهريور ماه خبر داد.
طباطبايي در خاتمه با اشاره به ظرفيت پذيرش داوطلبان به تفكيك گروههاي آزمايشي پنجگانه، گفت: در گروه آزمايشي علوم رياضي و فني، 229 هزار و 245 داوطلب، در گروه آزمايشي علوم انساني 144 هزار و 236 داوطلب، در گروه آزمايشي علوم تجربي 83 هزار و 775 داوطلب، در گروه آزمايشي هنر 22 هزار و 284 داوطلب، در گروه آزمايشي زبان خارجي حدود 16 هزار و 390 و در رشتههاي چند گروهي 131 هزار و 284 پذيرفته ميشوند.
گاو ماما می کرد ،گوسفند بع بع می کرد ،سگ واق واق می کرد ،مرغ قدقد وخروس
قوقولی قوقو ! و همه با هم فریاد می زدند: حسنک کجایی!
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود.حسنک مدت های زیادی است که به خانه
نمی آید.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند.
او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
یک روز که حسنک با کبری چت می کرد ،کبری گفت که تصمیم بزرگی گرفته است.
کبری گفت که تصمیم دارد حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون می خواهد
با پتروس چت کند.پتروس همیشه جلوی کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد.
روزی پتروس دید که در سد سوراخی به قطر یک انگشت ایجاد شده و از آن آب خارج
می شود.اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود.او نمی دانست که سد به زودی
می شکند. دیری نگذشت که پتروس در حالی که چت می کرد به همراه جمع زیادی از مردم
محل غرق شد. برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن محل برود ،
اما کوه روی ریل ریزش کرده بود. ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت.
چونکه سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد. ریزعلی چراغ قوه داشت اما
حوصله دردسر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد .کبری و بقیه مسافران
قطار مردند. معلوم نیست کسی جرئت کرد در مراسم دفن آن ها شرکت کند!؟.
اما ریزعلی بدون توجه به اتفاقی که افتاده است، به خانه رفت و چون حوصله نداشت در
گوشه ای نشست.خانه مثل همیشه سوت و کور بود.
الآن چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان
خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمانداری هم ندارد. آخر او پول ندارد تا شکم مهمان ها را
سیر کند. او در خانه تخم مرغ ندارد چون که او دیگرمرغ ندارد! او پنیر دارد اما گوشت ندارد.
او کلاس بالایی دارد! چون فامیل های پولدار دارد. او همیشه به ریز علی سرکوفت می زند
و پُز فامیل هایش را می دهد.او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت
خر فروخت وگفت که گوشت تازه بره است! اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما
خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که امروز دیگر در کتاب های ابتدایی از آن
داستان های قشنگ اثری وجودندارد