آزمون جامع عربی (شبیه ساز کنکور)
شنبه
۲۸ اسفند ۸۹
ساعت ۱۴:۳۰
مكان: کانون ندای مهدی
توسط مجتبی قوامی ( مدرس عربی )
کنکوری های محترم می توانند جهت شرکت در آزمون راس زمان مقرر به کانون ندای مهدی مراجعه نمایند.
-------------------------------------------
با فرمت PDF
-------------------------------------------
ابتدا قرار بود آزمون در روز ۲ شنبه مورخ ۲۳ اسفند در فرهنگسرا ملاصدرا برگزار شود.
سپس روز ۴ شنبه ۱۸ اسفند انتخاب شد که به دلیل در خواست کنکوریها به تعویق افتاد.
--------------------------------------------------------------------------------------------------
جلسه مشاوره كنكور
ويژه داوطلبین کنکور ۹۰
شنبه
۱۳۸۹/۱۲/۲۸
ساعت ۱۵
بعد از آزمون عربی
مكان: کانون ندای مهدی
پیشاپیش عیدیون مبارک
با سلام
انجمن دانشجویان شهر اشتهارد در نظر دارد به منظور حفظ زبان اشتهاردی یک روز از سال را به نام روز "بزرگداشت اشتهارد و زبان اشتهاردی" انتخاب نماید. پیشنهاد شما برای این روز چه تاریخی میباشد؟
تاریخ : .....................
لطفا دلیل انتخاب خود را نیز ذکر نمایید.
--------------------------------------------------------------------
نظرسنجی برای انتخاب روز اشتهارد با متن بالا در سطح شهر در حال انجام است. از تمامی کاربران گرامی تقاضا داریم نظرات خود را برای ما ارسال کنند.
به عنوان نمونه:

۱.فرض کنید شما مشخصه صورت کسی هستید، کدام قسمت از صورت او هستید؟
الف : چین وچروک
ب : لکه
ج : خال زیبایی
د : کک ومک
ت : لبخند
ادامه سوالات را در ادامه مطلب بخوانید

طی هماهنگی های صورت گرفته با شورای شهر، انجمن دانشجویان اشتهارد جلسه ای را با اعضا شورای شهر ترتیب داده است. قرار است در این جلسه ادشا برنامه های مصوب خود در سال جاری را جهت همکاری های لازم به شورا ارائه دهد.
پیش نویس برنامه های مصوب انجمن در سال جاری بدین شرح می باشد:
طرح عید نوروز ( جشنواره مسابقات ورزشی )
نمایشگاه کتاب، لوح فشرده و لوازم التحریر
نشریه
کتاب اشتهاردی
روز پاسداشت زبان و آداب و رسوم اشتهارد
اردو
تدریس و مشاوره کنکور
همچنین قرار است در این نشست انتقادات و پیشنهادهایی راجع به شهر مطرح گردد، لذا از تمامی اعضا انجمن، سایر دانشجویان و همه صاحبنظران دعوت به عمل می آید تا در این جلسه حضور به هم رسانند.
زمان : جمعه
20 اسفند
ساعت 3:30
مکان: دفتر شورای شهر اشتهارد
آزمون جامع عربی (شبیه ساز کنکور)
بنا به درخواست های مکرر دانش آموزان کنکوری آزمون به هفته بعد موکول شد.
۱ مرحله
۴ شنبه
۱۸ اسفند ۸۹
ساعت ۱۰:۳۰
مكان: کانون ندای مهدی
توسط مجتبی قوامی ( مدرس عربی )
کنکوری های محترم می توانند جهت شرکت در آزمون راس زمان مقرر به کانون ندای مهدی مراجعه نمایند.
-------------------------------------------
قبلا قرار بود آزمون در روز ۲ شنبه مورخ ۲۳ اسفند در فرهنگسرا ملاصدرا برگزار شود.
هزینه این آزمون رایگان می باشد.(قبلا توسط انجمن حساب شده است!)
لطفا مطلب زیر رو تکمیل کنید، اگر مطلبه خوبي در بياد در نشريه بعدي مطلب رو چاپ مي كنيم...
اگر من مسئول بودم:
-یه فکری به حال اعتیاد و الافی جوونای شهر می کردم
-یه فکری به حال این بوی نامطبوع و بسیار مضر شهرک صنعتی می کردم
-یه سرگرمی سالم برای خانوده ها و جوونا، برای تخلیه انرژیشون،جور می کردم.کنسرتی،تئاتری،سینمایی چیزی...
-یه فکری به حال مدارس و کنکوریا می کردم و چند تا معلم درست و حسابی کنکور...؟
-اگه جای مسئولین ورزشی شهر بودم مسابقات دوره ای سالانه ورزشی اعم از فوتبال و فوتسال و تنیس و...برپا می کردم.
-اگه جای مسئولین ورزشی شهری بودم به آموزش پایه ای ورزش زیاد اهمیت می دادم.
-اگه جای مسئولین دینی-فرهنگی شهر می بودم و تریبون دستم بود، سعی می کردم شعور (و نه فقط شور) دینی و فرهنگی مردم به خصوص جوونای شهر رو بالا ببرم!
-یه فکری به حال این انجمن دانشجویان ...می کردم!!!
اول یه مقدمه:
جهت صرفه جویی در وقت جلسه این هفته گفتیم بهتره که بعضی مطالب رو به صورت پست بذاریم تا بچه ها قبل از جلسه در جریان بعضی امور باشند.( یه مسئله دیگه اینکه،چون موضوعات جلسه زیاده و ماشالا جمع کردن بچه هام کمی سخته اگه ممکن باشه جلسه رو تو 2 روز برگزار می کنیم)
خب، هدف پست مطلع نمودن بچه ها از چند تا موضوعه:
1)اشالا بعد از برگزاری جلسه قراره با شورای شهر نشست داشته باشیم.دلیل برگزاری این نشست 2 تا مطلبه:
یکی اینکه پیش نویس مصوبات خودمونو برا سال 90 ،به شورا عرضه کنیم جهت گرفتن بودجه و کمک.و یکیم اینکه ایشون نیز از ما درخواست جلسه همفکری تو پاره ای از مسائل رو داشتن که جزییات بیشترش رو آقای ملامحمدی در جریانند...
2) طرح هایی که تو ذهن ماست برای سال 90 رو گفتیم قبل از برگزاری جلسه تو وبلاگ مطرح کنیم تا بتونیم تو وقت جلسه صرفه جویی کنیم.
قبل از اینکه طرح ها رو بیان کنیم اول اهداف طرح ها:
1- فعالیت ادشا(یعنی جز امور و کار هایی هستش که ادشا علاقه مند به انجام اوناست)
2- عضوگیری(بعضی کار ها این هدف رو هم دنبال می کنن)
3-بهبود روابط و روحیات ادشاییان!(و بعضی فعالیت ها در این راستا گام بر می دارند)
حالا طرح ها:
1- نمایشگاه کتاب(هدف 1)
2- نشریه (هدف 1)
3- کنفرانس های علمی(هدف 1 و 2)
4- مشاوره تحصیلی و تدریس برای دانش آموزان ومشاوره انتخاب رشته برای کنکوری های امسال(هدف 1)
5- پروژه کتاب اشتهاردی(که طرح شورا بوده وجزییاتش بمونه تو جلسه)(هدف 1)
6- تشکیل گروه رباتیک(که مدت هاست توی ذهن ماست ولی همچنان فقط یه طرحه!!!)(هدف 1)
7-برگزاری اردوهای کوهنوردی (هدف 2 و 3)
8- تشکیل تیم های ورزشی (برای آقایون و خانما)(هدف 2 و 3)
9-برگزاری پیاده روی های خانوادگی(هدف 3)
10-یه کار بزرگ صدا دار ؟؟!!!(هدف 1 و 2 و 3 و...)
یادتون نره هرکسی هر طرح دیگه ای داره بیاره...
3)کلام آخر : یه مطلب برا نشریه است:
(از اون جایی که یه سری مطلب برا نشریه داریم ،می تونیم تا قبل از اتمام سال 89 یه شماره دیگه از نشریه رو بدیم بیرون.
در مورد انتقادات و مشکلات پیرامون نشریه سر فرصت بحث می کنیم)
یه مطلب تقریبا جالبی هست که ابتدا اونو تو وبلاگ مطرح میکنم ،شمام مطالبتون رو به اون اضافه می کنین.بعد جمع بندیشو میذاریم تو نشریه.
عنوان مطلب اینه :اگر من مسئول بودم( یه مطلب انتقادی-پیشنهادیه که اگه محتواش خوب باشه و نشریه به موقع بیاد بیرون و به دست مسئولینم برسه به نظر جالب میاد.)
قضیه اینه که داریم می پرسیم شما اگه در حال حاضر جای مسئولین شهری اشتهارد می بودین چکار می کردین؟
اینا چند تا از جواب های منه. حالا شمام اگه حرف دیگه ای دارین اضافه کنین.اگه همکاری کنین مطلب خوبی برا نشریه میشه.
اگر من مسئول بودم:
-یه فکری به حال اعتیاد و الافی جوونای شهر می کردم
-یه فکری به حال این بوی نامطبوع و بسیار مضر شهرک صنعتی می کردم
-یه سرگرمی سالم برای خانوده ها و جوونا، برای تخلیه انرژیشون،جور می کردم.کنسرتی،تئاتری،سینمایی چیزی...
-یه فکری به حال مدارس و کنکوریا می کردم و چند تا معلم درست و حسابی کنکور...؟
-اگه جای مسئولین ورزشی شهر بودم مسابقات دوره ای سالانه ورزشی اعم از فوتبال و فوتسال و تنیس و...برپا می کردم.
-اگه جای مسئولین ورزشی شهری بودم به آموزش پایه ای ورزش زیاد اهمیت می دادم.
-اگه جای مسئولین دینی-فرهنگی شهر می بودم و تریبون دستم بود، سعی می کردم شعور (و نه فقط شور) دینی و فرهنگی مردم به خصوص جوونای شهر رو بالا ببرم!
-یه فکری به حال این انجمن دانشجویان ...می کردم!!!
.
.
یه پیشنهاد برای ایجاد نشاط بین بچه های انجمن برگزاری اردوهای درون شهریه.
ما اطراف شهرمون جاهای دیدنی زیادی داریم.
مثلا این چندتاش:




تا حالا کدومتون رفتین اینجا ها؟
نظرتون در مورد برگزاری یه همایش با موضوع "بررسی گویش تاتی یا اشتهاردی" چیه؟
یا این موضوع " گویش اشتهاردی ، چطور باید حفظ شود؟"
یا " برای حفظ گویش اشتهاردی باید چکار کرد؟"
یا موضوعاتی از این قبیل.
یکی از اهداف انجمن تعالی فرهنگی جامعه اشتهارد هست. زبان هم به عنوان یکی از مهم ترین مقوله های فرهنگی یک جامعه هست. به نظر برگزاری یه همچین همایشی میتواند دستاوردهای خوبی داشته باشه.
میتونیم با همکاری یکی از نهادهای شهر این همایش رو برگزار کنیم و از مسئولان فرهنگی و غیر فرهنگی دعوت کنیم که در این همایش حضور داشته باشند.
میتونیم از دکتر نخعی نویسنده پایان نامه دکتری " بررسی گویش اشتهاردی " - البته اگه امکانش باشه – برای سخنرانی دعوت کنیم. یا از استادان زبان شناس دیگر دانشگاهها و یا همین تاکستان.
جهت استحضار دوستان عرض کنم که چنین همایشهایی - مربوط به زبان تاتی - در شهر تاکستان به طور مرتب برگزار میشه در حالیکه خود تاکستانیها هم – همونطوری که تو کتاب تات نشینان بلوک زهرا نوشته جلال آل احمد اومده – از زبان تاتی اشتهارد بعنوان یکی از دست نخورده ترین زبان تاتی یاد میکنند.
میتونیم از برنامه در استان هم دعوت کنیم که از این همایش فیلم بگیرند و در صدا و سیما هم نمایش بدهند.
روستای ایستا واقع در شهرستان طالقان شاید مرموزترین روستای ایران باشد، روستایی در خاک البرز که مردمانش در زمان توقف کرده اند.
به گزارش خبرنگار مهر در کرج، سکوت حکمفرماست و کسی کاری به کار کسی ندارد. در کوچه ها اثری از رد پای تکه آهنهایی که در شهر "خودرو" نامیده می شود نیست. مردمانی که چون تابلو نقاشی زندگی و آداب و رسوم گذشته را در عصر ارتباطات یدک می کشند.
جایی که هرگونه امکانات دنیای جدید را نمی پذیرند
اهالی روستای ایستا شناسنامه ندارند
ژاپن: به شدت مطالعه میکند و برای تفریح روبات میسازد!
مصر: درس میخواند و هر از گاهی بر علیه حسنیمبارک، در و پنجره دانشگاهش را میشکند!
هند: پس از چند سال درس خواندن، عاشق دختری میشود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا میکند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشن پیش میآید و سرانجام آن دو با هم عروسی میکنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام میشود!
بقیه در ادامه مطلب...
اولا ممنون از اینکه اومدید تو وبلاگ و بعضیاتونم نظر دادینو همکاری کردین!
دوما جلسه ،به دو دلیل(یکی مشکل جا ویکیم اینکه چند تایی از بچه ها نمی تونستن خودشونو به جلسه برسونن )به هفته بعد موکول شد.و اینکه جلسه ،هفته بعد حتما برگزار میشه (صد درصد!مگر اینکه ..!).حالا یا 5شنبه و یا جمعه.از طریق پیامک خبر میدیم.
روی موضوعاتیم که گفتیم فکر کنین لطفا
یه کار و یه موضوع دیگه ایم هست که بعدا میگم بتون.
فعلا...
م.امیدی
قصد داریم تا در صورت امکان قسمتی از نشریه بعدی را به زبان اشتهاردی اختصاص دهیم. برای این قسمت تو اینترنت چندتا شعر پیدا کردم که میزارمشون اینجا. البته مضمون این اشعار عاشقانست و میشه با عنوان اشعار عاشقانه اشتهاردی در نشریه آورد.
نظر شما در این مورد چیه؟ شما کدامیک از این شعرها را مناسب می دونید؟ البته اگر تونستید بخونید.
شعرها در ادامه مطلب
سلام به همه بچه ها.خوبین؟ چه خبر؟
به احتمال خیلی زیاد این هفته جمعه صبح 89/12/06جلسه داریم.لذا چندتا مطلب رو مد نظر داشته باشین.
یکی اینکه سعی کنین یه جوری وقت و برنامتون رو تنظیم کنین که به جلسه برسین.دوم اینکه اگه کسی از بچه ها با این وقت(جمعه این هفته صبح) مشکل داره یه جوری به ما بگه که اگه بتونیم یه وقت دیگه ای رو تنظیم کنیم.پس شد اگه کسی به هیچ وجه نمی تونه برنامشو برا این وقت خالی کنه بما خبر بده.اگه کسی هم چیزی نگه یعنی میتونه به جلسه برسه!!!
سوم اینکه جلسه این هفته ممکن کمی طول بکشه.موضوعات هم مهمه تقریبا! پس خواهشا آمادگی قبلی داشته باشین و اینکه فرش بیاین!
چهارمم اینکه موضوعات جلسه تقریبا شامل موارد زیر هستش:
1-موضوع نشریه
2-تکمیل ساماندهی انجمن
3-طرح عید(لطفا دست خالی نیاین! برا عید برنامه پیشنهاد بدین)
4-برنامه کلی سال 90 انجمن
5-موضوع وبلاگ
6-بحث مربوط به جلسه با شورای شهر و دیگر مسئولین
7-بحث های مربوط حواشی انجمن
8-برنامه اردو
لطفا هر کسی از بچه ها در مورد هر کدوم از این موضوعات هر حرفی داره برا جلسه مطالبشو آماده کنه.اگرم حرف و موضوع دیگه ای به نظرتون میاد برا این این جلسه اگه میشه تا قبل از جلسه بگین(از طریق نظر تو وبلاگ یا اس یا ...) .
ممنون از توجوتون. تا بعد...

يكي از روزهاي سال اول دبيرستان بود. من از مدرسه به خانه بر مي گشتم كه يكي از بچه هاي كلاس را ديدم. اسمش مارك بود و انگار همهي كتابهايش را با خود به خانه مي برد.
با خودم گفتم: 'كي اين همه كتاب رو آخر هفته به خانه مي بره. حتما ً اين پسر خيلي بي حالي است!'
من براي آخر هفته ام برنامه ريزي كرده بودم. (مسابقهي فوتبال ......
یک روز یک فقیری نالان و غمگین از خرابه ای رد می شد و کیسه ای که کمی گندم در آن بود بر دوش خود می کشید تا به کودکانش برساند و نانی از آن درست کنند شب را سیر بخوابند .
در راه با خود زمزمه کنان می گفت : ” خدایا این گره را از زندگی من بازکن ”
همچنان که این دعا را زیر لب می گذراند ناگهان گره کیسه اش باز شد و تمام گندم هایش بر روی زمین و درون سنگ و سوخال های خرابه ریخت.
عصبانی شد و به خدا گفت :” خدایا من گفتم گره از زندگی را باز کن نه گره کیسه ام را ”
و با عصبانیت تمام مشغول به جمع کردن گندم از لای سنگ ها شد که ناگهان چشمش به کیسه ای پر از طلا افتاد. همانجا بر زمین افتاد و به درگاه خدا سجده کرد و از خدا به خاطر قضاوت عجولانه اش معذرت خواست.