تبليغاتX
انجمن دانشجویان شهر اشتهارد

انجمن دانشجویان شهر اشتهارد

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم/موجیم که آسودگی ما عدم ماست


1- با توجه به اینکه ما به جام جهانی نرفته ایم دیگر در مرحله ی گروهی حذف نمی شویم و در نتیجه دیگر نیازی نیست که به مانند چهار سال پیش پس از عدم صعود از مرحله ی گروهی تغییرات گسترده در رئیس فدراسیون و سرمربی و ... انجام گیرد.

2- با اعصاب و خیال راحت می توانیم زیر باد کولر بنشینیم و بدون اینکه از عدم نتیجه گرفتن تیم فوتبالمان حرص بخوریم از بازی های دیگر تیم ها لذت ببریم.

3- با توجه به اینکه بازیکنان تیم ملی فوتبال کشورمان در بازی های نه چندان مهم جام جهانی شرکت نکرده اند، نه خسته می شوند و نه مصدوم، در نتیجه با آمادگی کامل می توانند در بازی های خیلی مهم جام ملت های آسیا قدرتمندانه حضور پیدا کنند و چه بسا از مرحله ی گروهی هم بالا بیایند!

4- اگر تیم ملی به آفریقا می رفت عادل هم به آفریقا می رفت، آن وقت عادل تنها می توانست 3 بازی از بازی های جام جهانی را برایمان گزارش کند، با توجه به نحوه ی گزارش کردن برخی مجریان تلویزیونی این اتفاق یه جورایی تو مایه های فاجعه بود!

5- با توجه به اینکه قطبی دل شیر داره، در صورت رفتن تیم ملی به آفریقا احتمال می رفت که قطبی بخواد با شیرهای آفریقا گفتمان انجام بده و دل خودشو به رخ دل شیرهای آفریقایی بکشه، طیق شنیده های ما شیرهای آفریقا هم اعصاب معصاب درست و حسابی ندارن، اگه یه وقت قطبی رو می خوردن ما بدوم قطبی چیکار می کردیم؟! چطوری می خواستیم به تیم "سازمانداری" بدیم؟!

دو نکته در مورد بازی های جام جهانی:

1- خیلی خوب شد که این روزها کمی تا قسمتی هوای آفریقا سرد است و تماشاگران به بهانه ی اینکه گرمشان است دیگر بی جبنه بازی در نمی آورند و در نتیجه خیلی خیلی کمتر تصاویر ارسالی دچار مشکل می شود و در نتیجه خیلی خیلی کمتر در حین بازی صحنه ی آهسته ی یگ گل تکراری پخش می شود.

2- این تماشاگرای آفریقایی هم اعصاب دارن ها! آخه ما موندیم در آوردن صدای فیل چه لذتی داره، آخه اومدی فوتبال تماشا کنی یا اینکه صدای فیل از خودت در کنی! اصلا اگه خیلی صدای فیل دوست داری چرا اومدی استادیوم فوتبال؟! هان؟! خب برو باغ وحش!
شاید هم می خواین نفستون رو به رخ بقیه بکشین که از دقیقه ی اول تا دقیقه 90 مدام توی اون بوق هاتون فوت می کنین! اگه اینطوره من از طرف همه تماشاگرهای فوتبال رسما اعلام می کنم ما کم آوردیم شما خیلی نفستون قویه! بی خیال! بزار فوتبالمون رو ببینیم، اون بوق رو بذار کنار لطفا!

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1389/03/26 توسط محمود نجفی
چند هزار تماشاگر چینی به آفریقای جنوبی رفته‌اند تا تیم ملی کره شمالی را تشویق کنند.

چینی‌ها همه بازارهای جهانی را فرا‌گرفته‌اند، حتی شما نمیتوانید سکویی در ورزشگاها بیابید که زرد پوستان چینی با تکان دادن پرچمی غیر از پرچم خودشان آن را پر نکرده باشند. مسولان فدراسیون چین به فکر اشتغال زایی هوادارانشان هستند و فکی می‌کنید کدام کشور میتواند چند هزار چینی را کرایه کند تا تیم ملی کشورش را تشویق کنند؟ بله، درست حدس زدید کره شمالی‌ها و سران فوتبالشان به دلیل اینکه تعداد کمی از کارگران کره شمالی حاضر در آفریقای جنوبی می‌توانند برای تشویق تیم ملی خود در جام جهانی 2010 به آفریقای جنوبی بروند، اقدام به استخدام یک هزارهوادار چینی کرده است. از این رو دفتر کمیته ورزش‌های کره شمالی در پکن شروع به توزیع بلیت‌های تیم ملی این کشور کرده است. هواداران چینی قرار است در بازی مقابل تیم‌های برزیل و پرتغال، تیم ملی کره شمالی را تشویق کنند. هواداران چینی که قرار است تیم ملی کره شمالی را تشویق کنند شامل گروه‌های مشخصی که قبلا تیم‌های چینی را مورد تشویق قرار داده اند، می‌شوند. همه منتظرند تا کره شمالی در این جام هم شگفتی ساز شود اما با توجه به گروهی که این تیم در آن قرار دارد تا حدودی این اتفاق دور از انتظار به نظر می‌رسد اما در فوتبال چیزی قابل پیش‌بینی نیست.
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1389/03/26 توسط محمود نجفی

تعيين مهريه هاي سنگين و نجومي چنان مرسوم شده است که مانند ديگر رسومِ دست و پا گير، سدي بزرگ بر سر راه ازدواج جوانان شده است. آيا ارزش هاي وجودي خودمان را با معيار سکه ها مي سنجيم و در اين بين چه بلاها که بر سر جوانان شيدا و عاشق پيش نمي آيد. جواناني که فقط به فکر رسيدن به معشوقند و ديگر هيچ. و تازه پس از ازواج مي فهمند که چه بلايي بر سرشان آمده است.
حال اگر جواني نخواهد به زندگي زناشوييش ادامه دهد ايا مهريه هاي سنگين و اين سکه ها مانع از فروپاشي زندگيش خواهد شد؟ بي شک خير، که اگر مي شد آمار طلاق به اين حد بالا نمي رفت.
جالب است بدانيم که آقاي عليرضا افتخاري، خواننده خوش صداي کشورمان، مهريه دختر بزرگش را حفظ 450 غزل از حافظ شيرازي و مهريه دختر کوچکش را حفظ 16 جزء از قران کريم قرار داده است که تا کنون داماد بزرگش 350 غزل حفظ کرده و داماد کوچکش 8 جزء از قرآن کريم را حفظ کرده است.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1389/03/26 توسط محمود نجفی
چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.».....استاد فكري كرد و پذيرفت كه آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....آنها به اولين مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال اين بود: « كدام لاستيك پنچر شده بود؟»....!!!

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1389/03/26 توسط محمود نجفی
دن‌هاي بيجا تنها گوشه‌اي از فرهنگ نادرست رانندگي در جامعه ماست. بخشي از ذهنيت افراد جامعه درباره شهرها و سكونت شهري با همين صداي بوق‌هاي مزاحم پيوند خورده است و حداقل درباره پايتخت مي‌توان گفت بدون صداي همهمه بوق‌هاي ممتد و مقطعي چيزي كم دارد!
برخلاف نارسايي‌هاي فرهنگي جورواجور كه در اغلب حوزه‌ها سكونت شهري را براي افراد دشوار مي‌سازد بوق‌ها در قاموس رانندگي ايرانيان از فرهنگي غني، پويا و خلاق برخوردارند كه به تناسب زمان و شرايط پيش مي‌رود و هيچ قانون و اخلاقي حريفش نيست.

آنچه در اين ميان كمتر به آن توجه مي‌شود معناي بوق‌هاست. هر شهروندي از صبح كه چشم باز مي‌كند تا شب هنگام كه در روياي آرامشي ديده بر هم مي‌گذارد صدها و شايد هم هزاران صداي بوق را مي‌شنود بي‌آن‌كه بداند هر كدام از آنها معنايي دارند. احتياط و هشدار فلسفه وجودي بوق در خودروهاست، اما در فرهنگ غني بوق در مرامنامه رانندگي، بوق‌هاي معنادار ديگري هم ابداع شده و به كار مي‌رود كه بخشي از آنها به شرح زيرند. اگرچه هر خواننده خوش‌ذوقي مي‌تواند قلم به دست بگيرد و بر تعداد و تنوع بوق‌هاي مرسوم و قابل شناسايي در فرهنگ رانندگي، بيفزايد.

1 ـ بوق سبقت: براي اعلام اراده راننده عقبي براي جلو زدن به كار مي‌رود و اغلب به شكلي نواخته مي‌شود كه يعني برو كنار، حوصله‌ام را سر بردي!

2 ـ بوق مسافركشي: يعني كجا مي‌روي؟ مقصدت كجاست؟ اصلا تاكسي مي‌خواهي؟

3 ـ بوق سلام: ويژه رانندگاني كه با يكديگر آشنايي يا رابطه سببي و نسبي دارند و بوق جواب سلام را هم به دنبال دارد.

4 ـ بوق تشكر: اين بوق جنبه اخلاقي قوي دارد و براي قدرداني و اظهار لطف راننده به فردي ديگر به كار مي‌رود.

5 ـ بوق خداحافظي: اين بوق هنگام مراجعت از مهماني‌ها يا وقتي راننده از دوست و آشنايش دور مي‌شود نواخته مي‌گردد و ريز و نقلي است.

6 ـ بوق خسته نباشيد: مخصوص رانندگان خطوط تاكسيراني كه در طول مسير يكديگر را ملاقات مي‌كنند و به اين وسيله به هم خسته نباشيد مي‌گويند.

7 ـ بوق ارادت: اين بوق براي اظهار ارادت و به صورت ممتد يا 2 بوق كوتاه نواخته مي‌شود و ويژه ملاقات افرادي است كه راننده برايشان احترام بسياري قائل مي‌شود.

8 ـ بوق راه بازكن: بيشتر براي نشان دادن سر رفتن كاسه صبر رانندگان در ترافيك‌هاي سنگين به كار مي‌رود وگرنه اگر راه باز باشد كه كسي توقف بيجا نمي‌كند. به صورت پيش‌فرض در ترافيك سنگين لحظه‌اي مكث با هجوم بوق‌ها همراه است.

9 ـ بوق ضد جريمه: راننده‌اي كه خواسته يا ناخواسته مرتكب خلافي شده، ولي سريعا متوجه وجود افسر راهور مي‌شود و از خلافش منصرف مي‌گردد از اين بوق همراه با تكان دست و نشان دادن حالت شرمندگي و عذرخواهي براي فرار از جريمه استفاده مي‌كند.

10 ـ بوق اعلام موجوديت:
مخصوص افرادي كه با سرعت زياد و غيرمجاز حركت مي‌كنند و هنگام رسيدن به تقاطع و سرپيچ حضورشان را اعلام مي‌كنند كه دفع خطر شود.

11 ـ بوق چه كار مي‌كني؟
براي تذكر يا دادن شيوه درست رانندگي به همراه حركات دست، صورت و لب‌ها براي رانندگان ناشي يا حواس‌پرت نواخته مي‌شود.

12 ـ بوق بچه: نشانه عشق به فرزند و راهكاري براي اظهار محبت به اوست. اين بوق توسط راننده يا خود بچه نواخته مي‌شود.

13 ـ بوق عروسي و ساير شادي‌ها:
خودتان بيشتر با كاربرد و ريتم خاص آن آشنا هستيد.

14 ـ بوق تونلي: اين بوق در تونل‌هاي تازه‌تاسيس شهري براي شنيدن و لذت بردن از طنين بوق و گاهي سنجش قدرت بازتاب ديواره‌هاي تونل نواخته مي‌شود.

15 ـ بوق سنجش صوتي: اين بوق در مجاورت تابلوهاي سنجش آلودگي صوتي در معابر اصلي شهر و براي آگاهي از قدرت بوق خودرو يا احتمالا از روي تفريح و دلخوشي نواخته مي‌شود.

16 ـ بوق الكترونيك: منسوخ شده. با اين حال انواع خاص آن هنوز مي‌درخشد و جلب توجه مي‌كند.

17 ـ بوق دعوا: اوج غناي فرهنگ بوق ايراني و اغلب به معناي پياده بشم دعوا كنيم؟!
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1389/03/25 توسط محمود نجفی

سلام به همه عزیزان

دوستانی که علاقه مند هستند تا در نشریه چهارم با ما همکاری کنند لطفا مطالب خود را حداکثر تا تاریخ ۲۸ خرداد به دست ما برسانند.

نحوه ارسال مطلب:

۱)مراجعه به دفتر نشریه

ا)رسال مطلب به ایمیل ادشا

adsha@gmail.com

نوشته شده در تاريخ جمعه 1389/03/21 توسط مدیریت ادشا

 

1) برپايي نمايشگاه بزرگ كتاب،لوازم التحرير و لوح فشرده در تابستان سال هاي ۸۵،۸۶،۸۷ و ۸۸

2) برگزاري جشن دانشجويي 16آذر در سال هاي ۸۵،۸۶،۸۷ و ۸۸

3) برپايي جشنواره سفره هاي هفت سين به همراه موسيقي محلي اشتهاردي خواني در سال هاي ۸۷ و ۸۸

4) انتشار نشريه علمي،فرهنگي و اجتماعي ندا(ي آشنا) شماره هاي 1و2و3 تا ارديبهشت ماه ۸۹

5) برگزاري كلاس هاي تدريس خصوصي و مشاوره تحصيلي براي دانش آموزان كنكوري

6) برگزاري كنفرانس هاي علمي شماره هاي ۱و۲

7) انتشار ويژه نامه اربعين حسيني

8) شركت در مراسم درختكاري

9)  برپايي كوهنوردي تفريحي در اشتهارد براي اعضا انجمن

10)  برپايي اردوي تفريحي شمال كشور

11) همكاري با كميته امداد در جهت كمك به ايتام

12) تشكيل كلاس هاي نهج البلاغه  ۱و۲

13) برگزاري تور نمايشگاه كتاب تهران براي دانشجويان

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1389/03/18 توسط مدیریت ادشا

اعتماد به نفس یا خودباوری هرگز با غرور و خودبزرگ‌بینی یكی نیست. اعتماد به نفس به این معناست كه خودمون را باور كنیم. اما غرور اونه كه بخواهیم به دیگران اثبات كنیم از اون‌ها بهتر و برتریم.

غرور و خودبزرگ‌بینی در واقع پوششی است برای پوشاندن و مخفی كردن اعتماد به نفس پایین و خودباوری ضعیف. هنگامی كه انسان‌ها از درون، احساس اجبار می‌كنن تا فوق‌العاده بودن‌شون را همه‌جا اعلام كنند در واقع از درون، احساس بی‌لیاقتی و بی‌كفایتی می‌نمایند.

 

علايم و نشانه‏هاى غرور

بى‏اعتنایى به مردم، بى‌توجهى به حلال و حرام الهى، رعايت نكردن ادب با بزرگان و ترك محبت‏ با دوستان و بستگان، بى‏رحمى نسبت‏ به زيردستان، ذكر سخنان ناموزون و دور از ادب، سر دادن خنده و قهقهه بلند، دويدن در حرف ديگران، نگاه‏هاى تحقيرآميز به صالحان و پاكان و عالمان و همچنين راه رفتن به صورت غير متعارف، پا را به زمين كوبيدن، شانه‏ها را تكان دادن، نگاه‏هاى غير متعارف به زمين و آسمان نمودن و حتى گاهى كارهاى ديوانگان را انجام دادن اينها همه از نشانه‏هاى غرور است.

اعتماد به نفس به معنای غرور، خودباوری بیمارگونه ، پررویی یا گستاخی نیست . جوان گستاخ یا آن کسی است که خود را صد در صد کامل و بدون اشتباه می داند، هیچ گاه موفق و خوش بخت نخواهد شد زیرا توانایی های خود را بزرگتر از آن چه هست می پندارد.

این تصور اشتباه باعث می شود که سعی و تلاش لازم را نکندو انتظاراتش با شرایط و توانایی های واقعی اش تطابق نداشته باشد. چنین فردی اگر شکست بخورد ، تخریب می شود و در صورت عدم دسترسی به موقعیت دلخواه دچار خشونت ، پرخاشگری و ناامیدی می شود. 

 

 

۱ـ ادم مغرور نمی تواند دیگران را دوست بدارد.

۱ـ انسان با اعتماد به نفس دیگران را دوست دارد.

۲ـ غرور با تمسخر و خنده ظاهر می شود.

۲ـ اعتماد به نفس با لبخند ظاهر می شود.

۳ـ غرور با عصبانیت ظاهر می شود.

3ـ اعتماد به نفس با ارامش ظاهر می شود.

نوشته شده در تاريخ شنبه 1389/03/15 توسط محمود نجفی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1389/03/12 توسط محمود نجفی

دومین جلسه کنفرانس علمی

پنجشنبه ۱۳ خرداد

ساعت ۱۷:۳۰

ارائه دهنده: مهندس رضا كريمي

موضوع: الکترونیک و سیر تکامل

 

سومين جلسه كنفرانس علمي

پنجشنه ۱۷ تير

ارائه دهنده: مهندس نظري

 

مكان: فرهنگسراي ملاصدرا

حضور در اين جلسات براي عموم آزاد است

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1389/03/10 توسط مدیریت ادشا

  را انتخاب نماييد.Save Targer As… روي لينك هاي زير راست كليك كرده و گزينه

 

صفحه 1

صفحه2

صفحه3

نوشته شده در تاريخ شنبه 1389/03/08 توسط مدیریت ادشا
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1389/03/05 توسط محمود نجفی

تبادل لینک

خرید بک لینک