سلام .اين متن زياد وقتتون رو نميگيره.لطفا اول اونو بخونيد بعدش اگه خواستيد جايي بريد،بريد.
از نظرمن در يك نگاه كلي افرادي كه وارد صفحه يك سايت،وبلاگ ويا... ميشوند به 3دسته كلي تقسيم ميشوند:
1)دسته اول افرادي هستند كه بيشتر به دنبال تيترها ميگردند و فقط تيترها را ميخوانند ويا اگر عكسي موجود باشد مشاهده ميكنند وتمام!!!![]()
2)دسته دوم كمي دقيق تر وحساس تر از دسته اول هستند.اينها علاوه بر نگاه كردن به تيترها متن هاي موردعلاقه شان را نيز تا آخر مي خوانند واگر ادامه مطلبي هم داشته باشد آنرا نيز مطالعه ميكنند واستفاده ميبرند.![]()
3)حال به سراغ دسته سوم ميرويم كه مورد علاقه ومورد نظر من نيز هست.اينها علاوه بر داشتن خصوصيات خوب دسته1&2يك خصوصيت خيلي جالب ومفيد ديگري نيز دارن وآن هم اينكه اين افراد بعد از خواندن ومطالعه يك متن ويا مشاهده يك تصوير نظر وعقيده خود را نيز در مورد آن بيان ميكنند.![]()
حال ميخواهيم ببينيم فوايد اين نظر دادن چيست؟
نظر دادن چندين حسن وفايده دارد:
1-اولا اينكه شما با نظر دادن به مدير سايت اين انگيزه را ميدهيدكه با علاقه وپشتكار بيشتري ادامه دهد،ومطالب تازه تري را ارائه دهد.
2-وقتي كه شما اقدام به نظر دادن ميكنيد ، همين ميدان كوچكي ميشود براي شما تا در آن تمرين تمركز وتفكر را انجام بدهيد كه اگر اين كار ادامه دارباشد فوايد آنرا درعرصه هاي مختلف زندگي درك خواهيد كرد.
3-وقتي شما در مورد يك مطلبي فكر ميكنيدوبعد درباره آن نظر خود را بيان ميكنيد اين شما را به يك انسان صاحب نظر در مسائل مختلف تبديل ميكند.
4-همچنين شما ميتوانيد با ابراز عقيده ونظر خود آنهارا به افراد ديگر انتقال دهيد كه اگر اين عقايد مورد قبول انها باشد ميتواند براي او فوايدي در بر داشته باشد.
5-ودر انتها بيان نظر هر شخص ومطالعه آن توسط فرد ديگرميتواند به ما كمك تا هرچه سريعتر به سوي بهتر شدن پيش برويم.
لطفا اين قضيه رو جدي بگيريدبه نفع خودتونه.![]()
ارتباطهاي عاطفي مادران باردار با جنين، موجب مي شود اين نوزادان در آينده از سلامت رواني بيشتري برخوردار شوند. ارتباط عميقي بين مادر باردار و جنينش وجود دارد. به ترتيبي که مسائل و مشکلات رواني مادر مي تواند اثر مستقيمي روي جنين او بگذارد. رابطه عاطفي مادر با فرزند رابطه اي است که تاثيرات آن در سالهاي بعد از تولد نوزاد بيشتر مشاهده مي شود.
بقیه درادامه مطلب
ببینید علم تا کجا پیش رفته است.
دانشمندان پس از زنده كردن دي.ان.اي يك گرگ مرده سعي دارند دايناسورها و انسانهاي اوليه را هم زنده كنند. به نوشته روزنامه اينترنتي روسي اوترا، گروهي از دانشمندان استراليايي و امريكايي كه به تازگي موفق شده اند دي.ان.اي گرگي را كه در سال 1936مرده بود را با تزريق به بدن يك موش زنده كنند معتقدند امكان استفاده از همين روش براي زنده كردن ساير موجودات منقرض شده از جمله ماموتها، دايناسورها و حتي انسانهاي اوليه وجود داردكه البته براي اين كار بايد به مقدار كافي به دي.ان. اي اين حيوانات دست يافت. به گزارش واحد مركزي خبر، اين محققان اظهار داشتند، براي احيا كردن دي.ان.اي موجودات منقرض شده نيازي به ژنهاي دست نخورده آنها وجود ندارد ولي بايد بخشي از پوست آنها كه دردماي 180 درجه سانتيگراد در ازت مايع نگهداري شده مورد آزمايش قرار گيرد.
با سر سختی تا می توانی ایستادگی کن
ولی آن که نه پای رفتنت ماند و نه تاب ایستادنت
بنشین و
صبر کن
چرا که حوادث زود گذر زمانه را پایانیست
مهم این است که تو برای بر خاستن مهیا باشی
عشق يعنی تشنهای خود نيز اگر ،
واگذاری آب را بر تشنهتر! ...
عشق يعنی ساقی كوثر شدن
بی پر و بی پيكر و بی سر شدن! ...
عشق يعنی خدمت بی منتی
عشق يعنی طاعت ِ بی جنتی! ...
گاه بر بیاحترامی ، احترام
بخشش و مردی به جای انتقام! ...
عشق را ديدی خودت را خاک كن!
سينهات را در حضورش چاک كن! ...
عشق آمد ؛ خويش را گم كن عزيز!
قوّتات را ، قـُـوت ِ مردم كن عزيز! ...
عشق يعنی مشكلی آسان كنی
دردی از درماندهای درمان كنی! ...
عشق يعنی خويشتن را گم كنی
عشق يعنی خويش را گندم كنی! ...
عشق يعنی نان ده و از دين مپرس!
در مقام بخشش از آيين مپرس! ...
هر كسی او را خدايش جان دهد ،
آدمی بايد كه او را نان دهد! ... *
در تنور عاشقی سردی مكن
در مقام عشق ، نامردی مكن! ...
لاف مردی میزنی! مردانه باش!
در مسير عاشقی ، افسانه باش! ...
دين نداری ، مردمی آزاده باش!
هر چه بالا میروی ، افتاده باش! ...
در پناه دين ، دكانداری مكن!
چون به خلوت میروی ، كاری مكن! ...
عشق يعنی ظاهر باطن نما!
باطنی آكنده از نور خدا! ...
عشق يعنی عارف ِ بی خرقهای!
عشق يعنی بندهی بی فِرقهای! ...
عشق يعنی آنچنان در نيستی ،
تا كه معشوقت نداند كيستی! ...
عشق يعنی ذهن زيباآفرين
آسمانی كردن ِ روی زمين! ...
عشق گويد مست شو گر عاقلی
از شراب غير انگوری ولی! ...
هر كه با عشق آشنا شد ، مست شد!
وارد يک راه بی بنبست شد! ...
كاش در جامم شراب ِ عشق باد
خانهی جانم خراب ِ عشق باد! ...
هر كجا عشق آيد و ساكن شود ،
هر چه ناممكن بوَد ، ممكن شود! ...
در جهان هر كار خوب و ماندنیست ،
ردّپای عشق در او ديدنیست! ...
شعرهای خوب ِ ديوان جهان ،
سِرّ عشق است و سرود عاشقان! ...
« سالک »! آری ... ؛ عشق رمزی در دلست
شرح و وصف ِ عشق كاری مشكل است! ...
عشق يعنی شور هستی در كلام!
عشق يعنی شعر ، مستی ، والسلام! ...
سلطان (مسعود كيميايي)
سلطان ( فريبرز عربنيا) : خونهمون ... اينجا بود ... اينجا پنج تا اتاق ... دو تا باغچه و يه حوض بود ... بزرگ نبود ... اما بود .
هامون (داريوش مهرجويي)
حميد هامون (خسرو شكيبايي) : تو ميخواي من اوني باشم كه واقعن تو ميخواي من باشم ؟ اگه من اوني باشم كه تو ميخواي ، پس ديگه من ، من نيست . يعني من خودم نيستم .
بقیه رو از ادامه مطلب بخونید جالبه!
اولین سرود ملی ایران, در دوره قاجار توسط موسیو لومر فرانسوی (موسیقی دان نظامی اعزامی به ایران) برای پیانو ساخته شده است و یک بار به هنگام ورود مظفرالدین شاه قاجار و در حضور وی در پاریس اجرا گردیده است. بعد از مدتها این آهنگ توسط ارکستر ملل ایران در مهرماه ۸۴ در تالار وحدت اجرا گردیده است. نکته مهم درباره این اجرا اینست که به درخواست رهبر ارکستر ملل (پیمان سلطانی)، ترانه ای برای آن توسط بیژن ترقی (ترانه سرای مشهور معاصر که اکنون 70 سال سن دارد) سروده شده و این سرود با صدای زیبای سالار عقیلی به یک آهنگ میهن پرستانه خیره کننده تبدیل شده است.
اين سرود رو سالار عقيلي به صورت خيلي زيبا خونده، و در بيست ونهمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي و انتخابات مجلس 8 خيلي از تلويزيون پخشش كردند.
متن سرود:
«نام جاويد وطن
صبح اُمید وطن
جلوه کُن درآسمان
همچو مهر جاودان
وطن ای هَستی یِ من…
شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان
هم چو مهر جاودان
به شنوُ سوزِ سُخنم
که هم آوازِ تو منم
همه جان و تنم …
وطنم وطنم وطنم وطنم
بشنو سوز سُخنم
که نواگر این چمنم
همه جان و تنم …
وطنم وطنم وطنم وطنم
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ وزبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان
زِ صلابت ایران جوان
زصلابت ایران جوان
زصلابت ایران جوان»
دومين سرود ملي ايران در دوره پهلوي:
دومين سرود ايران كه برمي گرده به دوران پهلوي و سرود شاهنشاهي ايران نام داره.
البته اگه هر خواننده اي بخواد تو ايران اين سرود رو بخونه، سرش بالاي داره!
متن سرود:
«شاهنشاه ما زنده بادا
پايد کشور به فرش جاودان
کز پهلوي شـد ملک ايران
صد ره بهتر زعهد باستان
از دشمنان بودي پريشان
در سايه اش آسوده ايران
ايرانيان پيوسته شادان
همواره يزدان بود او را نگهبان»
سومين سرود ملي ايران در دوره حاضر:
سرود ملي ايران هم كه در حال حاضر(نظام جمهوري اسلامي) معرف حضور شما هست. البته اين سرود بعد از سال 71 سرود ملي ايران شده، قبل از اين، سرود ملي ايران يك چيز ديگه بود. سراينده سرود قبلي ابوالقاسم حالت است.
متن سرود ملي ايران تا قبل از سال71:
«شُد جمهوری اسلامی به پا
که هم دین دهد هم دنیا به ما
یاریگر ما دست خداست
ما را در این نبرد او رهنماست
از انقلاب ایران دِگر
کاخ ستم گشته زیر و زِبَر
تصویر آینده ما
نقش مراد ماست
شور سلحشوری ما
ایمان و اتحاد ماست
شام سیاه سختی گذشت
خورشید بخت ما تابنده گشت
در صحنه قرآن جاودان
پاینده باد نام ایران»
متن سرود ملي ايران بعد از سال 71:
«سَر زَد از اُفُق
مِهرِ خاوران
فروع دیده حق باوران
بهمن، فَرِ ایمانِ ماست
پیامت ای امام
استقلال، آزادی، نقشِ جانِ ماست
شهیدان، پیچیده در گوش زمان فریادتان
پاینده مانی و جاودان
جمهوری اسلامی ایران»
|
تقدیم به بهترین ها شمعی روشن کن و به تماشای آن بنشین. آیا گمان می کنی شمع در خطی عمودی به پایین می رود و تمام میشود ؟ اگر پاسخ تو مثبت باشد، بنابراین، باید گفت که شمع را در بستر زمان میبینی. ممکن است درباره زندگی خود نیز به همین شیوه بیندیشی. ممکن است بیندیشی که در نقطه ای از یک خط عمودی، در فلان روز و فلان ماه و فلان سال، به دنیا آمده و در نقطهی پایینی این خط عمودی، در فلان روز و فلان ماه و فلان سال، خواهی مرد. بدین سان، همه زندگی خود را بسان شمع میبینی که آب میشود و سر انجام تمام میشود. تو گمان می کنی که شمع به پایین می رود. تو گمان می کنی که شمع تمام میشود و میمیرد. در واقع، شمع، نه فقط به پایین، بلکه در جهات مختلف حرکت می کند. شمع در جهت شمال و جنوب و غرب و شرق نور می پراکند. اگر ابزاری بسیار دقیق میداشتی، میتوانستی میزان نور و حرارتی را که شمع در جان می پراکند اندازه بگیری. شمع به مثابه تصویر، حرارت و روشنایی، جذب تو نیز میشود. تو به شمع میمانی. تصور کن که تو نیز، همانند شمع، به اطراف نور می دهی. همه سخنان تو، افکار تو و اعمال تو در جهات گوناگون حرکت می کنند و اثر می گذارند. اگر سخنی از سر مهر از تو شنیده شود، این سخن، در جهتهای گوناگون حرکت می کند، می رود و تو نیز با سخن خویش می روی. ما در هر لحظه دگرگون میشویم و خود را در صورتهایی تازه آشکار میکنیم. امروز سخنی نامهربانانه با فرزند خود گفتی و با سخن نامهربانانه خویش، وارد ساحت وجود او شدی. اکنون افسوس میخوری که چرا با او این گونه سخن گفته ای. منظور این نیست که نمی توانی با اظهار تاسف و عذرخواهی از فرزندت، آن سخن نامهربانانه را استحاله ببخشی و آثار سوء آن را بزدایی . اگر این کار را نکنی، آن سخن تو، هم چون دمل نفرت، برای همیشه در وجود فرزندت باقی خواهد ماند. تولد دوباره ما، در یک صورت نیست، بلکه در صورتهای گوناگون است و این مرگ و تولد دوباره، چیزیست که در هر لحظه اتفاق می افتد. ما مدام در فرزندان، دوستان، آشنایان، همشهریان، همه آدم ها و همه چیزها بسط پیدا میکنیم. ما فقط در خود حضور نداریم، بلکه در همه چیزها حضور داریم. بنابراین من و تو باید همه لحظهها، روزها، هفتههای خود را به تولدهای تازهی روشنی و شادمانی و آزادی تبدیل کنیم. فرزندان ما، تداوم مایند. ما فرزندان خویش هستیم و آنها نیز عین خود مایند. تو در فرزندانت تولدی دوباره داری. تو می توانی تداوم خویش را در فرزندانت مشاهد کنی. اما تداوم تو، به فرزندانت ختم نمیشود تو در بسیاری دیگر نیز تداوم و حضور مییابی. تو هرگز نمی توانی وسعت حضور و تداوم خویش را در چیزها و کسان دیگر حدس بزنی .
این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا
|

عالیه صبور, دختر ایرانی- آمریکایی در سن ۱۹ سالگی موفق به کسب کرسی استادی دانشگاه شد و بدین ترتیب نام خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرد . این عنوان از ۳۰۰ سال پیش تاکنون در اختیار کولین مک لورین، شاگرد فیزیکدان مشهور ایزاک (اسحاق) نیوتن بوده است. بیانیه مطبوعاتی کتاب رکوردهای گینس حاکی است عالیه صبور، جوانترین استاد تمام وقت دانشگاه است که تاریخ تاکنون به خود دیده است. گفتنی است شگفتی های این نابغه جوان تنها به رکورد جوانترین استاد دانشگاه ختم نمی شود. شاید عالیه صبور و گستره نبوغ او را باید مصداق عینی این گفته یوهان ولفگانگ گوته، شاعر و اندیشمند آلمانی دانست: دانایی به تنهایی کافی نیست. باید دانش را به کار بست. عالیه صبور در مصاحبه ای گفت: دانایی، توانایی است بویژه هنگامی که دانسته های خود را با دیگران شریک می شوی… و همین چند کلمه پرمغز کافی بود تا بیش از پیش تحسین عمومی را برانگیزد. عالیه صبور در سن ۱۰ سالگی وارد دانشگاه شد و در سن ۱۴ سالگی لیسانس خود را با درجه ممتاز در رشته ریاضیات کاربردی از دانشگاه ایالتی استونی بروک(در نیویورک) اخذ کرد. با این وصف او نخستین زن در تاریخ ایالات متحده است که چنین افتخاراتی را کسب کرده است. صبور، تحصیلات خود را در مقاطع کارشناسی ارشد و PHD در دانشگاه درکسل در رشته مهندسی متالورژی و مواد به پایان رساند… هنوز سه روز به نوزدهمین سالگرد تولد عالیه صبور باقی مانده بود(ماه فوریه گذشته) که کرسی استادی دانشگاه کونکوک کره جنوبی را به دست آورد.
آخرین پیام مادر![]()
تهران - خبرگزاری ایسکانیوز: وقتی گروه نجات ، زن جوان را زیر آوار پیدا کرد او مرده بود اما کمک رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی دیدند....
گروه حوادث : همه خاطره های مردم چین از روز دوازدهم مه 2008 (23 اردیبهشت 87) تیره است اما آنان دیگر نمی خواهند وحشت خود در آن زمان را مرور کنند.
زلزله زدگان فقط می خواهند لحظه های جاودان را به یاد بیاورند.نام های قهرمانان بی نشان ، معمولی هستند اما یادشان تا ابد در تاریخ چین باقی خواهند ماند.
زندگی آنها در گذشته عادی بود اما پس از فاجعه «سی چوان»خیلی ها تبدیل به قهرمان شدند. شاید این دیگر برای خودشان روشن نباشد که چه کاری انجام دادند، اما حماسه هایی که آفریدند همگی مردم چین را تحت تاثیر خود قرار داده است.
وقتی گروه نجات ، زن جوان را زیر آوار پیدا کرد او مرده بود اما کمک رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی دیدند.زن با حالتی عجیب به زمین افتاده ، زانو زده و حالت بدنش زیر فشار آوار کاملا تغییر یافته بود.
ناجیان تلاش می کردند جنازه را بیرون بیاورند که گرمای موجودی ظریف را احساس کردند. چند ثانیه بعد، سرپرست گروه ، دیوانه وار فریاد زد: بیایید، زود بیایید! یک بچه اینجا است. بچه زنده است.
وقتی آوار از روی جنازه مادر کنار رفت دختر سه - چهار ماهه ای از زیر آن بیرون کشیده شد.نوزاد کاملا سالم و در خواب عمیق بود. او در خواب شیرینش نمی دانست چه فاجعه ای وطنش را ویران کرده و مادرش هنگام حفاظت از جگرگوشه خود قربانی شده است.
مردم وقتی بچه را بغل کردند، یک تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد که روی صفحه شکسته آن این پیام دیده می شد: عزیزم، اگر زنده ماندی، هیچ وقت فراموش نکن که مادر با تمامی وجودش دوستت داشت.